سوال :فلسفه و پيشينه لباس پوشيدن روحانيون چيست ؟آيا اين لباس از دوره صفويه رسم شد؟
------------------------------------------
پاسخ :يكى از پوششهاى معروف در ميان مردم جهان، عمامه است. در ميان مسلمانان و غير مسلمانان، اين پوشش وجود دارد.
عمامه پارچهاى است كه بر سر مىپيچند و مانند كلاه نيست، (المنجد). معناى عمامه براى همه روشن است و نيازى به توضيح ندارد، (صحاح اللغة و مقاييس اللغة). اين نوع پوشش، سابقه بسيار طولانىدارد.
عمامه در اصل، يكى از پوششهاى تشريفاتى براى رؤساى قوم بود و هر كس كه به رياست قوم مىرسيد و پناهگاه مردم مىگرديد، عمامه بر سر مىگذاشت.
در حجاز، عمامه به عنوان «تاج» به شمار مىرفت، (المنجد، صحاح و مقاييس). و كسى كه رياست داشت «مُعَمَّم» ناميده مىشد، (المنجد).
پيامبر اكرم(ص) داراى عمامه بود، (وسائلالشيعه، ج 3، ص 377، باب 30، ح 1)و عمامه اصلى، عمامه آن حضرت است. در حديثى از آن حضرت آمده است كه: «عمامه، تاج عرب است»، (همان، ح4).
پيامبر اسلام، روز غديرخم، به دست خودش، عمامه بر سر على(ع) گذاشت، (همان، ح 3، ص 379، ح 11 و 12). پيامبر اكرم(ص) روز فتح مكه، وقتى كه داخل مكه شد، عمامه مشكى بر سر داشت، (همان، ص378، ح 10). امام زينالعابدين(ع) به مسجد آمد و عمامه مشكى بر سر داشت، (همان، ح 9).
در حديثى آمده است كه دو ركعت نماز با عمامه، بهتر از چهار ركعت بدون عمامه است، (همان، ح 8). امام رضا(ع) وقتى كه براى نماز عيد، از شهر بيرون رفت، همانند پيامبر اسلام، عمامه بر سر كرده بود، (همان، ح5).
بر اين پايه، عمامه از پوششهاى بسيار قديمى است و در دين اسلام، اين پوشش مورد عنايت خاص است و هيچگونه ربطى به دوران صفويه و ديگران ندارد.
يكى از لباسهايى كه در بين مسلمانان معروف است، عباست. عبا را رِدا هم مىنامند. «عبا» لباسى است كه از روى لباس، بر دوش مىاندازند، (صحاح و المنجد). اين لباس هم سابقه طولانى دارد و پيش از اسلام در حجاز و جاهاى ديگر وجودداشت. در روايات اسلامى، به اين لباس توجه خاصى شده است. براى نمونه به يك روايت اشاره مىكنيم: سليمان بن خالد مىگويد، از حضرت امام صادق(ع) پرسيدم: اگر كسى بدون عبا امام جماعت شود چه حكمى دارد؟ امام در جواب فرمود: شايسته نيست كه امام جماعت بدون عباو عمامه باشد»، (وسايل، ج 3، ص 329، باب 53، ح 1).
براساس اين روايات، عبا لباسى است كه امامان معصوم به آن توجه كردهاند و پيروانشان را به پوشيدن آن سفارش كردهاند و اين لباسها ربطى به حكومت صفويه ندارد.
يكى از لباسهايى كه در ميان مسلمانان رواج داشت و اكنون نيز رواج دارد «قبا» است. قبا لباسى است كه روى پيراهن پوشيده مىشود. اين لباس هم سابقه طولانى دارد. قبا را روپوش مىنامند. در روايات اسلامى به اين لباس هم اشاره شده است،(وسائلالشيعه، ج 3، ص 279، ح 6 - مراد از عموزادهها، فرزندان عباس هستند). ولى درباره رنگ مشكى آن نكوهش شده است و براساس اين گونه روايات، علماى اسلامى فتوا به مكروه بودن لباس مشكىكردهاند. بنابراين، قبا هم تاريخ قديمى دارد و هيچگونه ربطى به دوره صفويه و يا قاجاريه ندارد.
آنچه كه بايد به آن زياد توجه كرد اين است كه در زمانهاى قديم عمامه، عبا و قبا، مختص گروه خاصى از مؤمنان نبود بلكه در آن زمانها رسم اين بود كه افراد صالح و متدين اين لباسها را مىپوشيدند و بعدها به تدريج تنها علماى دينى در اين لباس ماندند و اين لباس بهعنوان علامت و نشانه علماى اسلام به حساب آمد. در حال حاضر هم يكى از شرايط پوشيدن عمامه، قبا و عبا داشتن صلاحيت لازم است و اگر كسى داراى آن شرايط نباشد اگر بپوشد، كار نادرست انجام داده است و مانند كسى مىماند كه لباس پزشكى بپوشد در حالى كه شرايطپزشك را ندارد.
در زمانهاى قديم براى پوشيدن اين لباس، تنها صلاحيت اخلاقى كافى بود به همين جهت بسيارى از تاجران و پزشكان هم اين لباس را مىپوشيدند ولى در عصرهاى اخير يكى از شرايط اين لباس، كسب علوم اسلامى و تبليغ دين شد و در حقيقت بايد به عنوان يك انيفروم ولباس كار و اعلام آمادگى براى پاسخگويى به پرسشهاى انديشه دينى، به آن نگاه شود. نه يك امتياز اجتماعى و از سوء استفاده احتمالى برخى در اين لباس بايد جلوگيرى كرد.
نظرات () [حكايتى كه دلالت بر عظمت شأن زيارت عاشورا مىنمايد]
بد نيست در اينجا حكايتى را كه يكى از علماى بزرگ و مورد وثوق برايم نقل نموده بگويم. او مىگويد: يكى از افراد مورد اعتماد به من گفت: در زمان كودكى در محل خود دوستى داشتم كه وقتى بزرگ شد شغل عشّارى پيشه كرده و مدتى به اين كار اشتغال داشت بعد از مدتى مرد و در گورستان دفن گرديد. در خواب ديدم كه خوشحال بوده و زندگى خوب و راحتى دارد. از او پرسيدم، چگونه نجات پيدا كردى و چرا وضعت خوب است گفت: بعد از مرگ، بخاطر كارهاى بدم عذاب مىشدم تا اين كه فلان زن، همسر فلانى در فلان روز مرد و در اين گورستان بخاك سپرده شده در شبى كه او را دفن كردند امام حسين عليه السّلام سه بار از او ديدار كرده و در بار سوم به فرشتگان دستور دادند كه عذاب
ترجمهالمراقبات ص : 442 را از همسايههاى او بردارند. پس از آن عذاب نشده و وضع ما خوب شد. وقتى از خواب بيدار شدم، در پى همسر او رفته، او را يافته و از همسر، مرگ و مكان دفن او را پرسيدم: نشانيهاى او همان بود كه عشّار گفته بود. از حالات و كارهاى همسرش پرسيدم و در ميان كارهاى همسرش كه مربوط به امام حسين عليه السّلام باشد غير از مداومت بر زيارت عاشورا چيز ديگرى نيافتم.
برادرم مهربانى و وفاى او عليه السّلام را ببين. چگونه در يك شب سه بار از زنى ديدار كرده و واسطه او مىشود بگونهاى كه همسايگان او و حتى عشّار از شفاعت او بهرهمند مىشوند. خداوندا درود و سلامهاى ما را در هر لحظه و تا ابد و باندازه علم و رضايت خود و بطور بىپايان به او برسان.
نظرات () سوال :مدتي است كه دستورالعمل هايي براي سلوك بر مي گزينم اما هر بار شكست مي خورم . متاسفانه عادت به استمنا نيز پيدا كرده ام . خواهشمندم دستورالعملي براي توبه در مدت 40 روز مرقوم بفرماييد تا از عادت بد گناه كبيره اي كه به Jن گرفتار شده ام رهايي يابم ودر اين ايام خود را به Jن مقيد نمايم؟
------------------------------------------
پاسخ :سير و سلوك وادى بسپر پيچ وخم و داراى پرتگاه هاى خطرناكى است كه حركت درJن جز با راهنمايى رفتگان Jن راه ميسر نيست. لذا در اين وادى بايد با مردان خدا همراه شد وگرنه ديوان و ددان دركمينند تا مگر رهرو را از سير باز دارند و او را به بيغوله هاى تهى سوق دهند.
مطالعه كتب سير و سلوك را نيز به شما توصيه مى كنيم. در اين راستا توجه شما را به نكاتىچند جلب مىنماييم:
1- اولين نكتهاى كه هر سالك الى الله بايد پيوسته بدان توجه تام داشته باشد Jن است كه در اين وادى باقدم «رب»پاى گذارد نه با قدم «نفس» زيرا چه بسا انسان در مسير سلوك عرفانى نيز گرفتار نفسانيت ها و انانيت هاى پيچيده وناپيدا گشته و هر قدر پيش تر رود در باتلاق انانيت خود فرو رفته و از خدا دورتر مىگردد.
بسيارى از انحرافات مدعيان عرفان و بدعت Jفرينى Jنها در شريعت مقدس با Jرم تصوف و عرفان نشانگر وجود اين ريشه فاسد در نفس است. از اين جا روشن مى شود كه بدون پالايش نفس و تخليه Jن از همه رذايل و در رأس Jن نفس پرستى راه به عالم لاهوت نتوان برد.
2- التزام به احكام ظاهرى شريعت (خصوصا انجام واجبات و ترك محرمات نه تنها در تمام مراحل سلوك بل حتىبراى واصلين نيز لازم و اجتناب ناپذير استلذا بايد با تمام وجود بكوشيد واجبات فوت شده را جبران نموده و دربرابر هجوم طوفان زاى هواها و معاصى همواره چون كوه استوار و با استقامت باشيد.
3- در ميان مستحبات نوافل يوميه بويژه نماز شب جايگاه ويژه اى دارد و بهترين رفرف عروج موءمنان و رساننده به مقام محمود است. ضمن اهميت دادن به Jنها از زياده روى بپرهيزيد و كيفيت و حال وتوجه و حضور قلب رادر عبادات بركميت Jنها ترجيح دهيد.
4- ضمن انجام عبادات رعايت سلامت جسمى خود را نيز بايد بكنيد و Jن را نيز در حد متعارف از وظايف خودبشماريد و در همه امور متعادل باشيد.
5- فقدان استاد اخلاق ضايعه بزرگى براى شيفتگان خودسازى و طالبان سير و سلوك است. ليكن جناب عالى از چندطريق مى توانيد جايگزين بسيار ارزشمند و مناسبى براى Jن بيابيد:
الف) استعانت از پروردگار و توسل به اهل بيت(ع) كه بدون دستگيرى Jنان كارى از پيش نخواهيد برد.
ب) انس با قرJن و تلاوت Jن با توجه و حال و تدبر در معانى.
ج) ارتباط ناگسستنى با دعاهايي كه مشتمل بر بلندترين معارف عاليه و Jموزنده كرائم والاى اخلاقى اند بويژه دعاى مكارم الاخلاق، مناجات خمسه عشر و ... .
د) مطالعه كتب اخلاقى عرفانى اعتقادى و تفسير.
ه ) مكاتبه و رفت و Jمد با شخصيتها و علماى برجسته اخلاق و... .
و ) داشتن حالت مراقبه از نفس و محاسبه اعمال در وقت خواب ه اين دو در راه مال و بندگي خداوند داراي نقش ليدي و محوري مي باشند.
نته مهمي ه لازم به ذر است اين است ه در اعمال بايد توجه به يفيت و اخلاص Jن اعمال داشت نه ميت و زيادي Jن. مهم اين است ه انسان در ميان جامعه و در عين اشتغال به ار و برنامه و مسؤوليت خود، به ياد خداوند باشد و از توجه به او غفلت نند وگرنه پناه بردن به غار و جنگل و دوري از اجتماع و مردم و فاصله گرفتن از مسؤوليت ها ار دشواري نمي باشد.
شنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند به Jب Jلوده
اين شيوه و سيره پيامبران و به ويژه پيامبر خاتم(ص) و خاندان گرامي او است ه در عين بودن با مردم و رسيدگي به امور و انجام وظايف شخصي و اجتماعي مال توجه به خداوند را داشتند و دمي از ياد او غافل نبودند و پيروان خود را به همين شيوه و سنت دعوت رده اند.
در مورد عمل خودارضايي يا استمنا بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد.
انسان ي سلسله نيازهايي دارد ه بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود يي از اين نيازها ه Jغاز ارضاء Jن در ايام جواني است اما بيداري ه در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيي و رواني ه در فرد به وجود مي Jيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با مي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز Jغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي ممن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء ند يي از اين راه هاي انحرافي ه عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با Jلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه ردن به مناظر شهوت Jلود مانند نگاه ردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.
الف ) عواقب خودارضايى:
در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با Jگاهى از Jنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از Jن كه معصيت است، فراتر از Jن است كه بتوان Jنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از Jن اكتفا مىكنيم:
1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعملهاي زير در جهت درمان Jن مفيد است:
ب) توصيههاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:
1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2- از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3- از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا Jسمان نگاه كنيد.
4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد.
5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتىالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
7- از نوشيدن افراطگونه Jب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
8- هيچگاه بدن عريان خود را در Jينه نگاه نكنيد.
9- از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد.
10- هرگز به رو نخوابيد.
11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچگاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و Jن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در Jنجا به سر بريد.
15- هفتهاى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان Jن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتJميز با Jنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با Jنها اجتناب ورزيد.
17- هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى Jموزش و...
18- قرJن زياد بخوانيد و درباره معانى Jيات Jن فكر كنيد.
نظرات () سوال :اگر فردي از بچگي با نامحرمي مثلا دختر دايي خود بزرگ شده باشد و همديگر را مثل خواهر و برادر مي دانند و دوست دارند و حتي رازهاي زندگي شان را با هم در ميان مي گذارند و هيچ و قصد و قرضي هم ندارند فقط به خاطر دوست داشتن فاميلي با هم صحبت مي كنند آيا گناه دارد؟ و مثلا در بحث هاي مذهبي و سياسي و اجتماعي با هم حرف مي زنند لطفا شرح لازم را ارائه دهيد.
------------------------------------------
پاسخ :از نظر دين اسلام ارتباط با نامحرم، هر چند با هم دختر دايي و پسر عمه باشند، بايد محدود و در حد ضرورت و با رعايت اصول اخلاقي و شرعي و حفظ حجاب و عفت انجام گيرد، زيرا اين محدوديت جنبه پيشگيري دارد؛ يعني پيشگيري از گناه وا نحراف ولو در حد يک نگاه با قصد لذت باشد. خصوصا وقتي اين دو نفر جوان و مجرد باشند، به دليل اين که انسان بعد از سن بلوغ به طور طبيعي و غريزي، به طرف جنس مخالف کشش پيدا مي کند. به همين جهت جوانان مجرد بايد بيشتر مواظب باشند. چنانچه در روايتي از امام علي(ع) رسيده که فرمودند: رسول خدا(ص) بر همه مردم چه مرد و چه زن سلام مي کردند، ولي من بر زنان و دختران جوان سلام نمي کنم زيرا مي ترسم. اين کار (سبب ايجاد ارتباط با آنها شود) و انسان را به گناه بيندازد.
گرچه صحبت کردن با نامحرم در حد تعارفات معمولي اشکال ندارد ولي هنگامي که اين دو نامحرم جوان و مجرد هستند بايد احتياط بيشتري کرد. همانطور که ايجاد ارتباط عاطفي و خلوت کردن با نامحرم نيز حرام است. علاوه بر اين که پسر و دختر اگر در آينده تصميم داشته باشند با هم ازدواج کنند، اين گونه ارتباط هاي قبل از ازدواج، شيريني و تازگي دوران عقد و نامزدي را از بين مي برد يا کم مي کند.
بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه :
اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران جوان در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود.
ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
ضمنا براي اطلاعات بيشتر و دقيق تر به دو کتاب معرفي شده مراجعه کنيد:
- احکام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم
- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مرکز مطالعات پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم
نظرات () سوال :اگر فردي از بچگي با نامحرمي مثلا دختر دايي خود بزرگ شده باشد و همديگر را مثل خواهر و برادر مي دانند و دوست دارند و حتي رازهاي زندگي شان را با هم در ميان مي گذارند و هيچ و قصد و قرضي هم ندارند فقط به خاطر دوست داشتن فاميلي با هم صحبت مي كنند آيا گناه دارد؟ و مثلا در بحث هاي مذهبي و سياسي و اجتماعي با هم حرف مي زنند لطفا شرح لازم را ارائه دهيد.
------------------------------------------
پاسخ :از نظر دين اسلام ارتباط با نامحرم، هر چند با هم دختر دايي و پسر عمه باشند، بايد محدود و در حد ضرورت و با رعايت اصول اخلاقي و شرعي و حفظ حجاب و عفت انجام گيرد، زيرا اين محدوديت جنبه پيشگيري دارد؛ يعني پيشگيري از گناه وا نحراف ولو در حد يک نگاه با قصد لذت باشد. خصوصا وقتي اين دو نفر جوان و مجرد باشند، به دليل اين که انسان بعد از سن بلوغ به طور طبيعي و غريزي، به طرف جنس مخالف کشش پيدا مي کند. به همين جهت جوانان مجرد بايد بيشتر مواظب باشند. چنانچه در روايتي از امام علي(ع) رسيده که فرمودند: رسول خدا(ص) بر همه مردم چه مرد و چه زن سلام مي کردند، ولي من بر زنان و دختران جوان سلام نمي کنم زيرا مي ترسم. اين کار (سبب ايجاد ارتباط با آنها شود) و انسان را به گناه بيندازد.
گرچه صحبت کردن با نامحرم در حد تعارفات معمولي اشکال ندارد ولي هنگامي که اين دو نامحرم جوان و مجرد هستند بايد احتياط بيشتري کرد. همانطور که ايجاد ارتباط عاطفي و خلوت کردن با نامحرم نيز حرام است. علاوه بر اين که پسر و دختر اگر در آينده تصميم داشته باشند با هم ازدواج کنند، اين گونه ارتباط هاي قبل از ازدواج، شيريني و تازگي دوران عقد و نامزدي را از بين مي برد يا کم مي کند.
بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه :
اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران جوان در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود.
ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
ضمنا براي اطلاعات بيشتر و دقيق تر به دو کتاب معرفي شده مراجعه کنيد:
- احکام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم
- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مرکز مطالعات پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
| ||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||
نظرات ()