مشقت تربیت فرزندان و دانش آموزان

تربیتی و تحقیقی و کاربردی

فلسفه و پيشينه لباس پوشيدن روحانيون
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

سوال :فلسفه و پيشينه لباس پوشيدن روحانيون چيست ؟آيا اين لباس از دوره صفويه رسم شد؟

------------------------------------------

پاسخ :يكى از پوشش‏هاى معروف در ميان مردم جهان، عمامه است. در ميان مسلمانان و غير مسلمانان، اين پوشش وجود دارد.

    عمامه پارچه‏اى است كه بر سر مى‏پيچند و مانند كلاه نيست، (المنجد). معناى عمامه براى همه روشن است و نيازى به توضيح ندارد، (صحاح اللغة و مقاييس اللغة). اين نوع پوشش، سابقه بسيار طولانىدارد.

    عمامه در اصل، يكى از پوشش‏هاى تشريفاتى براى رؤساى قوم بود و هر كس كه به رياست قوم مى‏رسيد و پناهگاه مردم مى‏گرديد، عمامه بر سر مى‏گذاشت.

    در حجاز، عمامه به عنوان «تاج» به شمار مى‏رفت، (المنجد، صحاح و مقاييس). و كسى كه رياست داشت «مُعَمَّم» ناميده مى‏شد، (المنجد).

    پيامبر اكرم(ص) داراى عمامه بود، (وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 377، باب 30، ح 1)و عمامه اصلى، عمامه آن حضرت است. در حديثى از آن حضرت آمده است كه: «عمامه، تاج عرب است»، (همان، ح4).

    پيامبر اسلام، روز غديرخم، به دست خودش، عمامه بر سر على(ع) گذاشت، (همان، ح 3، ص 379، ح 11 و 12). پيامبر اكرم(ص) روز فتح مكه، وقتى كه داخل مكه شد، عمامه مشكى بر سر داشت، (همان، ص378، ح 10). امام زين‏العابدين(ع) به مسجد آمد و عمامه مشكى بر سر داشت، (همان، ح 9).

    در حديثى آمده است كه دو ركعت نماز با عمامه، بهتر از چهار ركعت بدون عمامه است، (همان، ح 8). امام رضا(ع) وقتى كه براى نماز عيد، از شهر بيرون رفت، همانند پيامبر اسلام، عمامه بر سر كرده بود، (همان، ح5).

    بر اين پايه، عمامه از پوشش‏هاى بسيار قديمى است و در دين اسلام، اين پوشش مورد عنايت خاص است و هيچ‏گونه ربطى به دوران صفويه و ديگران ندارد.

    يكى از لباس‏هايى كه در بين مسلمانان معروف است، عباست. عبا را رِدا هم مى‏نامند. «عبا» لباسى است كه از روى لباس، بر دوش مى‏اندازند، (صحاح و المنجد). اين لباس هم سابقه طولانى دارد و پيش از اسلام در حجاز و جاهاى ديگر وجودداشت. در روايات اسلامى، به اين لباس توجه خاصى شده است. براى نمونه به يك روايت اشاره مى‏كنيم: سليمان بن خالد مى‏گويد، از حضرت امام صادق(ع) پرسيدم: اگر كسى بدون عبا امام جماعت شود چه حكمى دارد؟ امام در جواب فرمود: شايسته نيست كه امام جماعت بدون عباو عمامه باشد»، (وسايل، ج 3، ص 329، باب 53، ح 1).

    براساس اين روايات، عبا لباسى است كه امامان معصوم به آن توجه كرده‏اند و پيروانشان را به پوشيدن آن سفارش كرده‏اند و اين لباس‏ها ربطى به حكومت صفويه ندارد.

    يكى از لباسهايى كه در ميان مسلمانان رواج داشت و اكنون نيز رواج دارد «قبا» است. قبا لباسى است كه روى پيراهن پوشيده مى‏شود. اين لباس هم سابقه طولانى دارد. قبا را روپوش مى‏نامند. در روايات اسلامى به اين لباس هم اشاره شده است،(وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 279، ح 6 - مراد از عموزاده‏ها، فرزندان عباس هستند). ولى درباره رنگ مشكى آن نكوهش شده است و براساس اين گونه روايات، علماى اسلامى فتوا به مكروه بودن لباس مشكىكرده‏اند. بنابراين، قبا هم تاريخ قديمى دارد و هيچ‏گونه ربطى به دوره صفويه و يا قاجاريه ندارد.

    آنچه كه بايد به آن زياد توجه كرد اين است كه در زمان‏هاى قديم عمامه، عبا و قبا، مختص گروه خاصى از مؤمنان نبود بلكه در آن زمان‏ها رسم اين بود كه افراد صالح و متدين اين لباس‏ها را مى‏پوشيدند و بعدها به تدريج تنها علماى دينى در اين لباس ماندند و اين لباس بهعنوان علامت و نشانه علماى اسلام به حساب آمد. در حال حاضر هم يكى از شرايط پوشيدن عمامه، قبا و عبا داشتن صلاحيت لازم است و اگر كسى داراى آن شرايط نباشد اگر بپوشد، كار نادرست انجام داده است و مانند كسى مى‏ماند كه لباس پزشكى بپوشد در حالى كه شرايطپزشك را ندارد.

    در زمان‏هاى قديم براى پوشيدن اين لباس، تنها صلاحيت اخلاقى كافى بود به همين جهت بسيارى از تاجران و پزشكان هم اين لباس را مى‏پوشيدند ولى در عصرهاى اخير يكى از شرايط اين لباس، كسب علوم اسلامى و تبليغ دين شد و در حقيقت بايد به عنوان يك انيفروم ولباس كار و اعلام آمادگى براى پاسخ‏گويى به پرسش‏هاى انديشه دينى، به آن نگاه شود. نه يك امتياز اجتماعى و از سوء استفاده احتمالى برخى در اين لباس بايد جلوگيرى كرد.

 


 
comment نظرات ()

 
[حكايتى كه دلالت بر عظمت شأن زيارت عاشورا مى‏نمايد]
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

 [حكايتى كه دلالت بر عظمت شأن زيارت عاشورا مى‏نمايد]

بد نيست در اينجا حكايتى را كه يكى از علماى بزرگ و مورد وثوق برايم نقل نموده بگويم. او مى‏گويد: يكى از افراد مورد اعتماد به من گفت: در زمان كودكى در محل خود دوستى داشتم كه وقتى بزرگ شد شغل عشّارى پيشه كرده و مدتى به اين كار اشتغال داشت بعد از مدتى مرد و در گورستان دفن گرديد. در خواب ديدم كه خوشحال بوده و زندگى خوب و راحتى دارد. از او پرسيدم، چگونه نجات پيدا كردى و چرا وضعت خوب است گفت: بعد از مرگ، بخاطر كارهاى بدم عذاب مى‏شدم تا اين كه فلان زن، همسر فلانى در فلان روز مرد و در اين گورستان بخاك سپرده شده در شبى كه او را دفن كردند امام حسين عليه السّلام سه بار از او ديدار كرده و در بار سوم به فرشتگان دستور دادند كه عذاب

 ترجمه‏المراقبات ص :  442 را از همسايه‏هاى او بردارند. پس از آن عذاب نشده و وضع ما خوب شد. وقتى از خواب بيدار شدم، در پى همسر او رفته، او را يافته و از همسر، مرگ و مكان دفن او را پرسيدم: نشانيهاى او همان بود كه عشّار گفته بود. از حالات و كارهاى همسرش پرسيدم و در ميان كارهاى همسرش كه مربوط به امام حسين عليه السّلام باشد غير از مداومت بر زيارت عاشورا چيز ديگرى نيافتم.

برادرم مهربانى و وفاى او عليه السّلام را ببين. چگونه در يك شب سه بار از زنى ديدار كرده و واسطه او مى‏شود بگونه‏اى كه همسايگان او و حتى عشّار از شفاعت او بهره‏مند مى‏شوند. خداوندا درود و سلامهاى ما را در هر لحظه و تا ابد و باندازه علم و رضايت خود و بطور بى‏پايان به او برسان.


 
comment نظرات ()

 
توبه استمنا
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

 سوال :مدتي است كه دستورالعمل هايي براي سلوك بر مي گزينم اما هر بار شكست مي خورم . متاسفانه عادت به استمنا نيز پيدا كرده ام . خواهشمندم دستورالعملي براي توبه در مدت 40 روز مرقوم بفرماييد تا از عادت بد گناه كبيره اي كه به Jن گرفتار شده ام رهايي يابم ودر اين ايام خود را به Jن مقيد نمايم؟

------------------------------------------

پاسخ :سير و سلوك وادى بس‏پر پيچ وخم و داراى پرتگاه هاى خطرناكى است كه حركت درJن جز با راهنمايى رفتگان Jن راه ميسر نيست. لذا در اين وادى بايد با مردان خدا همراه شد وگرنه ديوان و ددان دركمينند تا مگر رهرو را از سير باز دارند و او را به بيغوله هاى تهى سوق دهند.

مطالعه كتب سير و سلوك را نيز به شما توصيه مى كنيم. در اين راستا توجه شما را به نكاتىچند جلب مى‏نماييم:

1- اولين نكته‏اى كه هر سالك الى الله بايد پيوسته بدان توجه تام داشته باشد Jن است كه در اين وادى باقدم «رب»پاى گذارد نه با قدم «نفس» زيرا چه بسا انسان در مسير سلوك عرفانى نيز گرفتار نفسانيت ها و انانيت هاى پيچيده وناپيدا گشته و هر قدر پيش تر رود در باتلاق انانيت خود فرو رفته و از خدا دورتر مى‏گردد.

بسيارى از انحرافات مدعيان عرفان و بدعت Jفرينى Jنها در شريعت مقدس با Jرم تصوف و عرفان نشانگر وجود اين ريشه فاسد در نفس است. از اين جا روشن مى شود كه بدون پالايش نفس و تخليه Jن از همه رذايل و در رأس Jن نفس پرستى راه به عالم لاهوت نتوان برد.

2- التزام به احكام ظاهرى شريعت (خصوصا انجام واجبات و ترك محرمات نه تنها در تمام مراحل سلوك بل حتىبراى واصلين نيز لازم و اجتناب ناپذير است‏لذا بايد با تمام وجود بكوشيد واجبات فوت شده را جبران نموده و دربرابر هجوم طوفان زاى هواها و معاصى همواره چون كوه استوار و با استقامت باشيد.

3- در ميان مستحبات نوافل يوميه بويژه نماز شب جايگاه ويژه اى دارد و بهترين رفرف عروج موءمنان و رساننده به مقام محمود است. ضمن اهميت دادن به Jنها از زياده روى بپرهيزيد و كيفيت و حال وتوجه و حضور قلب رادر عبادات بركميت Jنها ترجيح دهيد.

4- ضمن انجام عبادات رعايت سلامت جسمى خود را نيز بايد بكنيد و Jن را نيز در حد متعارف از وظايف خودبشماريد و در همه امور متعادل باشيد.

5- فقدان استاد اخلاق ضايعه بزرگى براى شيفتگان خودسازى و طالبان سير و سلوك است. ليكن جناب عالى از چندطريق مى توانيد جايگزين بسيار ارزشمند و مناسبى براى Jن بيابيد:

الف) استعانت از پروردگار و توسل به اهل بيت(ع) كه بدون دستگيرى Jنان كارى از پيش نخواهيد برد.

ب) انس با قرJن و تلاوت Jن با توجه و حال و تدبر در معانى.

ج) ارتباط ناگسستنى با دعاهايي كه مشتمل بر بلندترين معارف عاليه و Jموزنده كرائم والاى اخلاقى اند بويژه دعاى مكارم الاخلاق، مناجات خمسه عشر و ... .

د) مطالعه كتب اخلاقى عرفانى اعتقادى و تفسير.

ه ) مكاتبه و رفت و Jمد با شخصيت‏ها و علماى برجسته اخلاق و... .

و ) داشتن حالت مراقبه از نفس و محاسبه اعمال در وقت خواب ˜ه اين دو در راه ˜مال و بندگي خداوند داراي نقش ˜ليدي و محوري مي باشند.

ن˜ته مهمي ˜ه لازم به ذ˜ر است اين است ˜ه در اعمال بايد توجه به ˜يفيت و اخلاص Jن اعمال داشت نه ˜ميت و زيادي Jن. مهم اين است ˜ه انسان در ميان جامعه و در عين اشتغال به ˜ار و برنامه و مسؤوليت خود، به ياد خداوند باشد و از توجه به او غفلت ن˜ند وگرنه پناه بردن به غار و جنگل و دوري از اجتماع و مردم و فاصله گرفتن از مسؤوليت ها ˜ار دشواري نمي باشد.

شنايان ره عشق در اين بحر عميق غرقه گشتند و نگشتند به Jب Jلوده

 

اين شيوه و سيره پيامبران و به ويژه پيامبر خاتم(ص) و خاندان گرامي او است ˜ه در عين بودن با مردم و رسيدگي به امور و انجام وظايف شخصي و اجتماعي ˜مال توجه به خداوند را داشتند و دمي از ياد او غافل نبودند و پيروان خود را به همين شيوه و سنت دعوت ˜رده اند.

در مورد عمل خودارضايي يا استمنا بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ  است و  تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي  براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد.

انسان ي˜ سلسله نيازهايي دارد ˜ه بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود ي˜ي از اين نيازها ˜ه Jغاز ارضاء Jن در ايام جواني است اما بيداري ˜ه در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژي˜ي و رواني ˜ه در فرد به وجود مي Jيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ ف˜ري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با ˜مي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز Jغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي مم˜ن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء ˜ند ي˜ي از اين راه هاي انحرافي ˜ه عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با Jلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه ˜ردن به مناظر شهوت Jلود مانند نگاه ˜ردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.

الف ) عواقب خودارضايى:

  در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با Jگاهى از Jنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از Jن كه معصيت است،  فراتر از Jن است كه بتوان Jنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از Jن اكتفا مى‏كنيم:

 1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى  چهره و از بين رفتن طراوت صورت.

 2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و  بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.

 3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين  رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.

 حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعمل‏هاي زير در جهت درمان Jن مفيد است:

ب) توصيه‏هاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:

 1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.

 2- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.

 3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا Jسمان نگاه  كنيد.

 4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد.

 5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.

 6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.

 7- از نوشيدن افراط‏گونه Jب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).

 8- هيچ‏گاه بدن عريان خود را در Jينه نگاه نكنيد.

 9- از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكنيد.

 10- هرگز به رو نخوابيد.

 11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.

 12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و Jن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.

 13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.

 14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در Jنجا به سر بريد.

 15- هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان Jن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و  تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.

 16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏Jميز با Jنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با Jنها اجتناب ورزيد.

 17- هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى Jموزش و...

 18- قرJن زياد بخوانيد و درباره معانى Jيات Jن فكر كنيد.

 


 
comment نظرات ()

 
ارتباط با نامحرم
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

سوال :اگر فردي از بچگي با نامحرمي مثلا دختر دايي خود بزرگ شده باشد و همديگر را مثل خواهر و برادر مي دانند و دوست دارند و حتي رازهاي زندگي شان را با هم در ميان مي گذارند و هيچ و قصد و قرضي هم ندارند فقط به خاطر دوست داشتن فاميلي با هم صحبت مي كنند آيا گناه دارد؟ و مثلا در بحث هاي مذهبي و سياسي و اجتماعي با هم حرف مي زنند لطفا شرح لازم را ارائه دهيد.

------------------------------------------

پاسخ :از نظر دين اسلام ارتباط با نامحرم، هر چند با هم دختر دايي و پسر عمه باشند، بايد محدود و در حد ضرورت و با رعايت اصول اخلاقي و شرعي و حفظ حجاب و عفت انجام گيرد، زيرا اين محدوديت جنبه پيشگيري دارد؛ يعني پيشگيري از گناه وا نحراف ولو در حد يک نگاه با قصد لذت باشد. خصوصا وقتي اين دو نفر جوان و مجرد باشند، به دليل اين که انسان بعد از سن بلوغ به طور طبيعي و غريزي، به طرف جنس مخالف کشش پيدا مي کند. به همين جهت جوانان مجرد بايد بيشتر مواظب باشند. چنانچه در روايتي از امام علي(ع) رسيده که فرمودند: رسول خدا(ص) بر همه مردم چه مرد و چه زن سلام مي کردند، ولي من بر زنان و دختران جوان سلام نمي کنم زيرا مي ترسم. اين کار (سبب ايجاد ارتباط با آنها شود) و انسان را به گناه بيندازد.

گرچه صحبت کردن با نامحرم در حد تعارفات معمولي اشکال ندارد ولي هنگامي که اين دو نامحرم جوان و مجرد هستند بايد احتياط بيشتري کرد. همانطور که ايجاد ارتباط عاطفي و خلوت کردن با نامحرم نيز حرام است. علاوه بر اين که پسر و دختر اگر در آينده تصميم داشته باشند با هم ازدواج کنند، اين گونه ارتباط هاي قبل از ازدواج، شيريني و تازگي دوران عقد و نامزدي را از بين مي برد يا کم مي کند.

بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه :

اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران جوان در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود.

ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:

1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.

 2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.

 3- حجاب شرعي رعايت شود.

4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.

 5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :

 1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

 2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.

ضمنا براي اطلاعات بيشتر و دقيق تر به دو کتاب معرفي شده مراجعه کنيد:

- احکام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم

- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مرکز مطالعات پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم

 


 
comment نظرات ()

 
ارتباط با نامحرم
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

سوال :اگر فردي از بچگي با نامحرمي مثلا دختر دايي خود بزرگ شده باشد و همديگر را مثل خواهر و برادر مي دانند و دوست دارند و حتي رازهاي زندگي شان را با هم در ميان مي گذارند و هيچ و قصد و قرضي هم ندارند فقط به خاطر دوست داشتن فاميلي با هم صحبت مي كنند آيا گناه دارد؟ و مثلا در بحث هاي مذهبي و سياسي و اجتماعي با هم حرف مي زنند لطفا شرح لازم را ارائه دهيد.

------------------------------------------

پاسخ :از نظر دين اسلام ارتباط با نامحرم، هر چند با هم دختر دايي و پسر عمه باشند، بايد محدود و در حد ضرورت و با رعايت اصول اخلاقي و شرعي و حفظ حجاب و عفت انجام گيرد، زيرا اين محدوديت جنبه پيشگيري دارد؛ يعني پيشگيري از گناه وا نحراف ولو در حد يک نگاه با قصد لذت باشد. خصوصا وقتي اين دو نفر جوان و مجرد باشند، به دليل اين که انسان بعد از سن بلوغ به طور طبيعي و غريزي، به طرف جنس مخالف کشش پيدا مي کند. به همين جهت جوانان مجرد بايد بيشتر مواظب باشند. چنانچه در روايتي از امام علي(ع) رسيده که فرمودند: رسول خدا(ص) بر همه مردم چه مرد و چه زن سلام مي کردند، ولي من بر زنان و دختران جوان سلام نمي کنم زيرا مي ترسم. اين کار (سبب ايجاد ارتباط با آنها شود) و انسان را به گناه بيندازد.

گرچه صحبت کردن با نامحرم در حد تعارفات معمولي اشکال ندارد ولي هنگامي که اين دو نامحرم جوان و مجرد هستند بايد احتياط بيشتري کرد. همانطور که ايجاد ارتباط عاطفي و خلوت کردن با نامحرم نيز حرام است. علاوه بر اين که پسر و دختر اگر در آينده تصميم داشته باشند با هم ازدواج کنند، اين گونه ارتباط هاي قبل از ازدواج، شيريني و تازگي دوران عقد و نامزدي را از بين مي برد يا کم مي کند.

بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه :

اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران جوان در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود.

ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:

1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.

 2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.

 3- حجاب شرعي رعايت شود.

4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.

 5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :

 1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

 2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.

ضمنا براي اطلاعات بيشتر و دقيق تر به دو کتاب معرفي شده مراجعه کنيد:

- احکام روابط زن و مرد، سيد مسعود معصومي، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم

- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقيمي حاجي، مرکز مطالعات پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم

 


 
comment نظرات ()

 
آخرين اخبار انتخابات خبرگان در قزوين
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 
 آخرين اخبار انتخابات خبرگان در قزوين حاكي از اين است در بازشماري آراي شهرستان بوئين زهرا 86 راي به آراي اسلامي افزوده شد و در شهرستان البرز نيز 30 راي به اراي اسلامي افزوده شده است اين در حالي است كه اختلاف در آراي اسلامي و ( محمدي تاكندي )نفر دوم  اعلام شده فقط 76 راي است با اين وجود  مقامات استان قزوين از اعلام نتيجه واقعي و پيشي گرفتن آراي اسلامي از آراي محمدي تاكندي خوداري مي كند .
جمعي از مردم استان قزين
 سه شنبه  28/9/85

 
comment نظرات ()

 
عجب !!!!!!!!!!!!! حالی
نویسنده : علی رضا - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۸
 
آخرين اخبار انتخابات خبرگان در قزوين حاكي از اين است در بازشماري آراي شهرستنا بوئين زهرا 86 راي به آراي اسلامي افزوده شد و در شهرستان البرز نيز 30 راي به اراي اسلمامي افزوده شده است اين در حالي است كه اختلاف در آراي اسلامي و ( محمدي تاكندي )نفر دوم  اعلام شده فقط 76 راي است با اين وجود دفتر مقامات استان قزوين از اعلام نتيجه واقعي و پيشي گرفتن اراي اسلامي از آراي محمدي تاكندي خوداري مي كند .
جمعي از مردم استان قزين
 سه شنبه  28/9/85
ararrashvand@yahoo.com
 
comment نظرات ()

 
براساس نتايج نيمي از شعبات اعلام شد: 16 نفر نخست مجلس خبرگان در استان تهران
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٥
 
ورود كاربران
:.اخبار
براساس نتايج نيمي از شعبات اعلام شد: 16 نفر نخست مجلس خبرگان در استان تهران
با پايان يافتن كار شمارش آرا در بيش از نيمي از شعبات رأي استان تهران، اسامي 16 نامزد نخست مجلس خبرگان رهبري كه تاكنون حائز بيشترين آرا شده اند، اعلام شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور ، نتايج آراي شمارش شده تاكنون در استان تهران به شرح زير است:
1- اكبر هاشمي بهرماني
2- محمد آقا امامي كاشاني
3- علي اكبر فيض مشكيني
4- محمد يزدي
5- احمد جنتي
6- تقي مصباح يزدي
7- حسن روحاني
8- قربانعلي دري نجف آبادي
9- محسن كازرون
10- محسن آقاميرمحمد علي خرازي
11- رضا استادي مقدم
12- عبدالنبي نمازي
13- محمدباقر باقري كني
14- محمد محمدي گيلاني
15- محسن قمي
16- محمدحسن مرعشي
گفتني است، شمارش آرا در استان تهران ادامه دارد و نتايج قطعي انتخابات مجلس خبرگان در اين استان متعاقباً اعلام خواهد شد.

 
comment نظرات ()