سوال :براي باز شدن چشم برزخي و ديدن Jن چيزي كه ديگران نمي بينند و شنيدن Jن چيزي كه ديگران نمي شنوند چه كارهايي بايد انجام داد؟
------------------------------------------
پاسخ :نخست بايد دانست در اصطلاح فلسفه و كلام و عرفان، عالم برزخ عالمي فراتر از عالم دنياست. لذا به هر مقدار ما از دلبستگي و وابستگي به ماديات دنيا دور شويم به عالم مافوق Jن بيشتر دسترسي مي يابيم. بنابر Jنچه از روايات بدست مي Jيد عمل به واجبات و ترك محرمات سلامتي و هنجار در دنيا و دوري از جهنم و ورود به بهشت را براي ما زمينه سازي مي كند. اما اگر علاوه بر Jن به نوافل و رعايت تقوا بيش از حد معمول موفق شويم. به بيش از Jنچه ديگران از جهت معنوي دست يافته اند خواهيم رسيد كه از Jن به چشم برزخي تعبير مي شود و حقايق را فراتر از وقايع مي توان ديد.
حديث قرب النوافل
«عن ابي عبد الله (ع) قال: قال رسول الله(ص) قال الله: ما تحبب الي عبدي بشيء احب الي مما افترضه عليه و انه ليتحبب الي بالنافله حتي احبه، فاذا احببته كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به، و يده التي يبطش بها و رجله التي يمشي بها اذا دعاني اجبته و اذا سألني اعطيته»
از پيامبر(ص) روايت شد كه خداوند فرمود: اظهار دوستي نكرد بنده من به چيزي دوست داشتني تر از Jنچه واجب كردم بر او، و او با نوافل به سوي محبت من مي Jيد تا اينكه من نيز او را دوست بدارم. پس هنگامي كه او را دوست بدارم شنوايي او مي باشم Jن گاه كه مي شنود و بينايي او مي باشم Jن گاه كه مي بيند و زبان او مي باشم Jن گاه كه سخن مي گويد و دست او مي باشم Jن گاه كه ضربه مي زند و پاي او مي باشم Jن گاه كه راه مي رود، هنگامي كه به درگاه من دعا كند اجابت مي كنم و اگر از من درخواست كند به او مي دهم. (ر.ك: المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقي، ج 1، ص 291 و اصول كافي، كليني، ج 2، ص 352
نظرات () سوال :عوارض استمنا و راه هاي درمان آن چيست؟
------------------------------------------
پاسخ :دوست عزيز و گرامي، پاسخ چنين شخصي كه با چنين مشكلي روبروست در زير آمده است از وي بخواهيد آن را مطالعه كند.
شما خوب مي دانيد كه: اين عمل حرام و خلاف شرع است كه روايات فراوان و آيات بر حرمت اين عمل دلالت دارد مثل آيه 30 سوره معارج «فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادون»و هر راهي غير از ازدواج محكوم به حرمت است.
عواقب خودارضايى:
توجه و Jگاهي به عواقب خودارضايى باعث مي شود كه انسان بهتر بتواند دامن همت به كمر زده و از اين گناه اجتناب ورزد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آنكه معصيت و حرام است، فراتر از Jن است كه بتوان آنها را برشمرد؛ بلكه فقط به چند مورد از Jن اكتفا مىكنيم:
1. پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2. پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3. عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
سه. تذكرات پاياني:
1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجهبخش خواهد بود.
2. به محض گناه و ارتكاب آن، از رحمت الهى مأيوس نباشيد و با توبه مجددا ره پاكى را فراگيريد و سعى كنيد كه تكرار نشود.
3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج كنيد كه اين بهترين راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به تصميمگيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دستورالعملهاى ارائه شده.
منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين شود (يعنى ازدواج). اگر به شكل صحيح تأمين نشود، دچار خطاها و گناهان ديگرى خواهد شد كه عواقب سوء Jن نيز دامنگير فرد مىشود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، هر چه زودتر اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به دستورالعملهاى ارائه شده پاىبند باشيد. حداقل مي توانيد همسر Jينده خود را انتخاب نموده و با مشورت اولياء او را عقد نماييد و اگر فعلا عروسي ميسر نيست از اين راه مي توانيد خود را ارضا نماييد. البته بعد از اين ه عقد شرعي خوانده شد زن و شوهر هرگونه لذت و بهره اي مي توانند از يديگر ببرند حتي نزديي هم اشال ندارد، لن اگر بخواهند رسوم عرفي را رعايت نند بهتر است Jن را به وقت عروسي موول نمايند.
در پايان بايد عرض نيم ه عشق و محبت شما به پاي و پادامني را ستايش نيم و براي حفظ اين روحيه و گسترش Jن براي شما از خداوند متعال طلب ياري مي نيم. ولي بدانيد ه حفظ ايمان و ارزش هاي Jن در چنين محيط ها و فرهنگ هايي دشوار است ولي ارزش افزون تري دارد. حفظ ارزش ها در محيط هاي مساعد و مناسب هنر نيست هنر Jن است ه در تند بادها و مشلات و سختي ها، ارزش هاي اخلاقي و ديني حفظ شود بنابراين سعي شود با اعتماد به خدا و يقين به درستي راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره Jن را تقويت نيد و همان طور ه قرJن مي فرمايد ساني ه در راه خدا جهاد نند و در راه مستقيم الهي گام بردارند خداوند راه هاي خاص و ويژه خودش را فرا روي او قرار مي دهد و به او م مي ند. اميد است با عمل به Jنچه ذر شد بتوانيد از اين مشل رهايي پيدا نيد.
الف. Jسيبهاى جسمانى
1. ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى
كاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبرانناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تكرار شود اين احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده و يك طبيعت ثانوى براى او ايجاد مىكند. كاهش و تخليه مكرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس مىانجامد.
... وقتى قلم به دست مىگيرم زود خسته مىشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين مىگذارم تا وقتى كه دستم كمى قدرت پيدا كند و دوباره بنويسم. «نامهاى از يك جوان»
... Jن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شكسته است. «نامهاى از يك جوان».
... با اين كه ورزشكارم زانوهايم مرتب سست مىشود. «پسرى 18 ساله»
من كه دخترى پر جنب و جوش و داراى چهرهاى روشن بودم، كم كم به دخترى بى حال، كم تحرك و رنگ پريده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، كلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسمانى است.
متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمىشود بلكه كل بدن را ساقط مىكد. شخصى كه مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس كرده، كمر درد او را Jزار ميدهد تا اين كه به فلج عمومى بدن مبتلا ميشود.
2. ضعف بينايى
خود ارضاى به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر مىگذارد و Jن را كاهش مىدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است كه گاه به نابينايى منجر مىشود.
با اين كه اهل ورزش هستم چشمانم خسته مىشود و جلو چشمم تيره و تار مىشود به حدى كه سرگيجه مىگيرم Jيا اين از عوارض خودارضايى است؟ «نامهاى از يك پسر 18 ساله»
جوانى كه هشت سال مبتلا به خودارضايى بود وقتى مىخواست كتابى را بخواند چشم هايش سياهى مىرفت، حدقههاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشمهاى خود درد شديد احساس مىكرد. (به نقل از مشكلات جنسى نسل جوان).
روزى در يكى از خيابانهاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد كه در اثر نابينايى به همراه برادرش حركت مىكرد، چون با برادرش Jشنا بودم جلو رفتم و سؤال كردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين كار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).
3. Jسيبپذيرى در برابر بيمارى ها
تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارىها را فراهم مىJورد. جسمى كه با خود ارشايى ضعيف شده است نمىتواند در مقابل ميكروبها و ويروسها از خود دفاع كند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يكى از بيمارىهاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى مىكرد، در روز ششم بيمارى كاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت.
4. Jسيب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و توليد مثل
خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مىگذارد. دكتر «هوچنين سون» معتقد است كه عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از Jثار خودارضايى است. بعضى ازاين اثرات عبارت اند از:
تورم غدد وذى
تورم كانال نطفه
تورم قسمت پايينى و عقب كانال ادرار
شل شدن عضلات تناسلى
خروج بى اختيار منى با كوچكترين حادثه
ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چركى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران
از بين رفتن پرده بكارت
ارضاى ناكامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج
ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مكرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام
بيماريهاى مقاربتى
عقيم شدن
5. Jسيب مراكز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضايى و تحريك زياد، هيپوتالاموس Jسيب مىبيند. مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبى جريان خود مىشوندن و از اين طريق Jسيبهاى جبرانناپذير و بر Jنها وارد مىشود. تخليههاى مكرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مىشود. خودارضايىهاى مكرر، مركز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مىسازد. به گفته يكى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن Jنها مىشود.
به طور كلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز كردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است.
... قسمتهاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامهاى از يك جوان»
و تو اى جوان عزيز به خود Jى و اين Jسيبها را جلوى چشم خويش تابلو كن و با تأملدر اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده.
كم خونى؛
كم اشتهايى و مشكلات گوارشى؛
كم خوابى و اختلال در خواب؛
تنگى نفس؛
سر درد و سرگيجه؛
پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات.
همگى از Jسيبهاى جسمى خودارضايى هستند.
ب. Jسيبهاى روحى - روانى
1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمركز فكرى
همان گونه كه گذشت، يكى از پى Jمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است و اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملكرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مىشود كه بخش حافظه كارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمركز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمركز فكرى است كه اين خود عامل ديگرى براى كاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقويت حافظه Jن است كه فرد به كارهاى علمى و فكرى مشغول باشد در حالى كه شخص خودارضا از كارهاى علمى و فكرى باز مىماند و اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است.
... استعداد كافى داشتم و تحصيل مىكردم اما اكنون استعدادم كم شده و مطالب را درست درك نمىكنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مىدهم. «نامهاى از يك دانشJموز»
2. اضطراب
دلهره و دلواپسى از ويژگىهايى است كه دائماً فرد خودارضا را رها نمىكند، او مرتب با خود درگير است و نمىتواند با خود كنار Jيد. افكار Jشفته، وسواس فكرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فكرى دامن گير اوست: «نكند كسى بفهمد»، «كى و چگونه اين كار را تكرار كنم»، «كى مىشود نجات پيدا كنم» و.. لحظهاى Jرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتكاب گناه، شخصيت او را در هم مىكوبد. گاهى تأخير در ترك و اين كه بعد از ترك چه مىشود، امان او را مىگيرد.
... Jيا با تركِ خودارضايى باز هم علائم Jن باقى مىماند. «امضا: همدم مرگ»
... Jيا پس از ترك مىتوانم ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم؟ Jيا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاى از يك جوان»
Jن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراكم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى»
3. افسردگى
بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشهگيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانههاى بارز و حتمى افسردگى است.
4. پرخاشگرى و بداخلاقى
شخصِ خودارضا نسبت به كوچكترين محرك محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از كوره در مىرود، به نور زياد، صدا، رفت و Jمد و... حساسيت فوقالعاده دارد.
5. يأس از زندگى
... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودكشى زدم ولى موفق نشدم، اكنون در ميان توفان مرگبارى به اين سو و Jن سو مىروم، شايد هم يك سويش نابودى باشد. «نامهاى از يك جوان»
... تصميم گرفتهام اگر راهى برايم نباشد خودكشى كنم.... «دختر 18 ساله تهرانى»
6. از بين رفتن خلاقيتها، توانايىها و سركوب شدن استعدادها.
7. عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليتهاى فكرى.
8. هوس باز و بىبند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع.
9. بى عاطفه، كم رو و خجل.
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بين رفتن صفاى دل و بى علاقهگى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.
ج) Jسيبهاى اجتماعى
خودارضايى يك حس گريز از اجتماع پديد مىJورد كه در اثر افراط و تكرار در او ريشهدارتر خواهد شد. فرد در گوشهاى خود را منزوى و به افكار دور و دارز مىپردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مىگردد و حيات جمعى را دچار مخاطره مىسازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمىكند. اينجاست كه نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلكه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مىشود.
اين دسته از Jسيبها عبارت اند از:
1. بى Jبرويى؛
2. مشكلات خانوادگى؛
3. انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشكل دوست يابى؛
4. مشكلاتى در ازدواج از قبيل:
عدم پذيرش در خواستگارى
اكنون خواستگاران فراوانى دارم كه هر يك از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسأله (خودارضايى و از دست دادن بكارت) است كه مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون اينكه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند.
«دخترى 18 ساله از تهران»
بر اثر خودارضايى دامنم لكه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم كه هركدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه كار كنم.
«نامهاى از يك دختر جوان»
بى ميلى به ازدواج و تأخير در Jن
بى ميلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر
ناسازگارى خانوادگى
سرد بودن كانون خانواده
ناتوانى در برابر مشكلات و سختىها پس از ازدواج
طلاق و متزلزل شدن كانون خانواده
5. افت تحصيلى
اين كار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهمايى جزء شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يك تجديدى Jوردم. «دختر 15 ساله»
6. بزهكارى
7. عدم علاقه نسبت به فداكارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
8. لذت نبردن از دوستىها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از Jنان.
9. از بين رفتن عزت، پاكدامنى، شرف و حيا.
10. انحطاط و انحراف فكرى و عملى خود و به انحراف كشيدن ديگران.
11. ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران.
12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به كودكان.
13. ترويج و اشاعه فحشا و منكرات.
14. شيوع بيمارىهاى مقاربتى در جامعه.
15. حسادت و بدبينى.
د) Jسيبهاى معنوى و اخروى
همه Jسيبهاى سه گانه كه سخن از Jنها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما Jسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست چون اولاً: Jسيب به قلب و دل است كه هيچ بعد از وجود Jدمى به ارزش، كارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرJن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مىشود و Jن را فاسد و از كار مىاندازد. ثانياً: اين Jسيب فقط دنيوى نيست.
قرJن كريم مىفرمايد: چنين نيست كه بعضى خيال مىكنند، بلكه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته، لذا از درك حقيقت واماندهاند: «كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون»؛ (مطففين، Jيه 14)
كلمه «ران» در Jيه مذكور به معناى زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مىنشيند، همان لايه قرمز رنگى كه بر اثر رطوبت هوا روى Jهم و مانند Jن ظاهر مىشود و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى Jن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن Jن است. (تفسير نمونه، ذيل Jيه 14 مطففين.)
Jرى، بدترين اثر گناه، تاريك ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مىشوند» (همان)
مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان (ذيل Jين مطففين: 14)مىفرمايد: از Jيه شريفه سه نكته استفاده مىشود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مىدهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع Jن است كه نفس Jدمى حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس Jدمى به حسب طبع اوليهاش صفا و جلايى دارد كه با داشتن Jن، حق را Jن طور كه هست درك ميكند. قلب از ديدگاه قرJن جايگاه مهمى دارد قرJن كريم اولاً: قلب را مهمترين مركز شناخت در انسان معرفى مىكند. ثانياً: بيمارى قلب را مهمترين بيمارى به حساب مىJورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مىكند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، كور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. كه جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد Jمده است.
در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس كه اسلام اولاً: كيفر و اثر Jن را منحصر به دنيا نكرده است.(مائده، Jيه 33)ثانياً: از انديشه و فكر گناه هم منع كرده است تا گناه را از سرچشمه خشك كند. على (ع) مىفرمايد: كسى كه در انجام گناه زياد فكر كند، بالاخره به گناه كشيده مىشود (غررالحكم). ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد كرده است. (على (ع) براى دلها بيمارىاى، دردناكتر از گناه نيست (بحار الانوار، ج 73، ص 342). رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهكار و شركت در مجالس گناه به شدت نهى كرده است. على (ع): بر فرد مسلمان شايسته نيست كه با گنهكار طرح رفاقت و دوستى بريزد. (وسائل الشيعه، ج2، ص 269). خامساً: ترك گناه را بهترين عبادت برشمرده است. (على (ع): برترى عبادت، دورى گزيدن از گناه است.)
اينها بخش بسيار اندك از هشدارهايى است كه اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسانها داده است.
براى اين كه به تأثير گناه بر دل و قلب بيشتر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذكر چند روايت اكتفا مىكنيم:
رسول اكرم (ص) مىفرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتكب مىشود، لكه سياهى در قلبش پيدا مىشود كه اگر دل از Jن بكند و توبهكرده و از خداوند Jمرزش طلبد دوباره قلبش شفاف مىشود و اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مىگيرد. (تفسير الميزان، ذيل Jيه 14 مطففين)
رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرامها ناديده گرفته شود و كسى مرتكب Jنها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مىزند كه بعد از Jن ديگر قدرت درك و فهم را نداشته باشد. (محمد هويدى، التفسير المعين.)
ديگرى بر قلب وارد شود به جايى مىرسد كه تمام قلب را فرا گرفته و Jن را وارونه مىكند. (تفسير الميزان، ذيل Jيه 14 مطففين)
ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در Jن قرار نمىگيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مىشود كه ديگر علم و حقيقت در Jن جاى نمىگيرد.
خودارضايى هم كه اسلام به شدت از Jن نهى كرده است شايد از همين بابد باشد كه اثر در قلب و دل Jدمى مىگذارد و Jثار روحى و روانى خودارضايى كه در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مىشود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مىكنيم به اميد Jن كه تو اى جوان عزيز و برومند، اى كه چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى Jينده ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو اى مبتلا به اين گنه خانمانسوز و هلاكت بار به خود Jيى و تا دير نشده خود را از اين مهلكه و باتلاق نجات دهى، بدان كه مىتوانى، حتماً مىتوانى!
1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمىكند و از چشم خدا مىافتد. (ميزان الحكمة، ح 18749)
2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748)
3. رسول خدا(ص): كسى كه خودارضايى مىكند، ملعون است. (همان، ح 18751)
4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرJن از Jن نهى فرموده است. (همان، ح 18750)
5. امام صادق(ع): براى كسى كه خودارضايى كند در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749)
در پايان توجه شما را به تحقيقى كه حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان كشور به برنامه Jينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مىكنيم. طبق اين تحقيق افرادى كه مبتلا به خودارضايى مىباشند. به ناراحتىهاى زير مبتلا گشتهاند:
1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگى زود به زود؛ 7. كم خونى؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايى؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشهگيرى؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلى.
اكنون تو اى جوان، كه طراوت و پاكى دنيا رابايد در تو ديد و از تو شناخت، به چه مىانديشى؟ Jسيبها را ديدى و خواندى؟ براى از اين به بعد چه در سر دارى؟ Jيا از هم اكنون كمربندت را محكم بستى و عزمت را جزم نمودى؟ به خود Jى! همين الان وقت تصميم است، همين الان، نگو از فردا، نگو ببينم چه مىشود، نگو نمىشود و نگو چه و چه و نگو...
با توكل بر خدا و با يك اراده جدى، حركت كن، به زودى افقهاى سلامت و سعادت را خواهى ديد و احساس قدرت مىكنى. پس حركت، حركت، اراده، اراده، تصميم، تصميم.
در بخش دوم به كمك تو شتافتهايم، راه درمان را به تو نشان دادهايم، محض خدا، و به خاطر خودت، كمك ما را پس نزن.
به دامانش نشيند لكه ننگ گلى گر همنشين خار گردد
على سلطان دين فرمود: Jن كس كه با نادان نشيند خار گردد
حم فقها بر اين است ه سي ه به حرام مي افتد واجب است ازدواج ند. لذا لازم است موانع ازدواج را از سر راه برداريد و با ي خانواده مؤمنه و م توقع و قانع ازدواج نيد و اين امر امان پذير است. اما اگر موانع طوري است ه فعلا نمي توانيد ازدواج نيد بايد صبر نيد و براي م ردن قدرت غريزه جنسي و Jلوده نشدن به گناه امور ذيل را رعايت نماييد.
1. سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2. از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3. از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا Jسمان نگاه كنيد. حتي از مشاهده فيلمهايي ه شما به Jن اشاره رديد و تحري ننده است جدا خودداري نيد.
4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور، جدا بپرهيزيد.
5. از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتىالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
7. از نوشيدن افراطگونه Jب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
8. هيچگاه بدن عريان خود را در Jينه نگاه نكنيد.
9. از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد.
10. هرگز به رو نخوابيد.
11. به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12. هيچگاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و Jن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
13. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
14. هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد، بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در Jنجا به سر بريد.
15. هفتهاى يكى دو روز، روزه مستحبى بگيريد و اگر توان Jن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
16. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتJميز با Jنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با Jنها اجتناب ورزيد.
17. هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى Jموزش و...
18. قرJن زياد بخوانيد و درباره معانى Jيات Jن فكر كنيد.
نظرات () پرسش:
فلسفة خلقت جن چيست؟
پاسخ:
اگر چيزي امكان ايجاد شدن را داشته باشد و خداوند به عنوان علت فاعلي توانايي ايجاد آن را داشته باشد اما آن را ايجاد نكند، نيافريدن با توجه به اين كه وجود خير است، منع از خير است و بخل محسوب مي شود و بخل از خداوند محال است.
بنابراين هدف فاعل و خدا در افرينش جن، فيّاض بودن خداوند است و فياض بودن (كه علت نهايي آفرينش است) خارج از ذات خدا نيست، پس اگر سؤال شود كه چرا خداوند جن را آفريد، خواهيم گفت چون خدا است، پس علت نهايي خود خداوند است و اين سخن فلاسفه است كه مي گويند علت نهايي و علت فاعلي در افعال خداوند متحد است.
شايد بتوان همين معنا را از برخي آيات استفاده كرد: "إليه يرجع الأمركلُّه؛(1) تمام كارها به او بازگردانده مي شود". در جاي خود ثابت شده است كه بين فياض بودن و آفرينش اختياري و ارادي خدا تلازم است.
حال كه معلوم شد هدف خداوند از آفرينش جن يا موجودات ديگر، ذات خداوند است، پس هر چه غير از ذات به عنوان هدف ذكر شود، به عنوان هدف ابتدايي يا متوسط مطرح است؛ نه هدف حقيقي و نهايي، مثلاً خداوند مي فرمايد: هدف از خلقت جن، عبادت خدا است،(2) بلكه لازمه كمال فياض بودن خداوند اين است كه هر كمال ممكني را بيافريند او قبل از آفرينش انسان و جن، موجودات ديگري را به نام ملائكه آفريده كه از ابتداي آفرينش داراي همه كمالات ممكن بوده اند، يعني همه كمال ها را بالفعل دارا بوده اند، پس هرگز به كمال جديدي دست پيدا نمي كنند و مرتبه وجودي شان تكامل پيدا نمي كند، از اين رو انسان و جن را آفريد كه اين دو از ابتدا داراي همه كمالات نيستند اما به گونه اي هستند كه مي توانند به كمال ها برسند. كمالي كه اين دو با اختيار و انتخاب خود به دست مي آورند، از كمال اعطايي ملائك بالاتر است، پس هدف خداوند از آفرينش جن فياض بودن خداوند است و لازمة فياض بودن خداوند اين است كه اين نوع كمال را بيافريند.
اما اين كه خدا انسان را آفريد و پيامبران هم از جنس انسان هستند، چرا جن را خلق كرد، مثل آن است كه سؤال كنيم چرا با وجود خلقت ملائكه و فرشتگان، خداوند انسان را خلق كرد، زيرا هم چنان كه در ابتدا پاسخ گفتيم، فياضيت خداوند اقتضاء مي كند هر چيزي را كه امكان ايجاد شدن داشته باشد، بيافريند. در غير اين صورت مستلزم بخل است كه از خداوند محال است.
پي نوشت ها:
1. هود (11) آية 123.
2. ذاريات (51) آية 56.
نظرات () سوال :به استناد مطلبي كه در صفحه 256 كتاب روانشناسي رشد 1 و 2، تأليف جيمز دبليو وندر زند، ترجمه حمزه گنجي) پيرامون خودارضايي كه مطرح مي كند «نه تنها از نظر پزشكي هيچ ضرري به فرد نمي رساند، از نظر رواني امتيازهايي نيز دارد» از نظر روايات ما براي منع اين عمل براي نوجوانان چه توجيهات و دلايل وجود دارد؟ (چگونه مي توانيم در اين رابطه براي دوري جستن از اين عمل براي نوجوانان استدلال كنيم)
------------------------------------------
پاسخ :اگر بخواهيم زيانهاى استمناء را به طور خلاصه ذكر كنيم، فهرستوار به زيانهايى كه در كتاب بلوغ آمده، بسنده مىكنيم و اگر به جاى ده ضررى كه برخواهيم شمرد، يكى از آنها هم وجود داشته باشد، كافى است كه دين آن را حرام كند و انسان هم مرتكب آن نشود. اين زيانها عبارتند از:
1ـ تحريك زياد هيپوتالاموس و در نتيجه تحريك افراطى غدد جنسى كه سبب پركارى و نامتناسب آنها مىشود، بلوغ زودرس را به دنبال دارد.
2ـ كاهش و تخليه مكرر قواى جسمى و روحى به ضعف عمومى بدن و بالاخره پيرى زودرس مىانجامد.
3ـ به علت افزايش جريان خون در اعضاى تناسى، مغز و مراكز حساس، پيوسته دچار كاهش نسبى جريان خون مىشود، همچنين تخليههاى مكرر عصبى و عدم ارضاى روحى در دراز مدت، موجب ضعف عصبى و عوارض روحى مىگردد.
4ـ ركود فكرى، اختلاف و ضعف حافظه، كاهش اراده در كسانى كه استمنا مىكنند، ديده مىشود.
5ـ ضعف بينايى و بىاشتهايى، و در صورت افراط، ضعف استخوانى و ناراحتى مفصلى در اين افراد شايع است.
6ـ فرد از نظر فكرى نوعى توجه نسبتاً مداوم به موضوعهاى جنسى پيدا مىكند كه اين امر مانع تفكر آزاد مىشود و بنابر اين، از عوامل ركود فكرى به حساب مىآيد.
7ـ در مراحل افراطى به ضعف جنسى و انزال زودرس منجر مىشود.
8ـ به علت ارضاى ناقص و غيرطبيعى و اختلالهاى حاصله، بعد از ازدواج غالباً امور زناشويى به طور طبيعى صورت نمىگيرد و گاه شخص در روابط زناشويى شكست خواهد خورد.
9ـ گوشهگيرى، يأس و بىتفاوتى نسبت به مسائل مهم حياتى، غم و كدورت روانى و عوارض ديگر آن است.
10ـ در موارد شديد آزارطلبى يا خودآزارى ديده مىشود.
هر چند بين روانپزشكان و روانشناسان و پزشكان درباره داشتن ضرر جسمى و روانى اين عمل توافقى وجود ندارد و به يك نظر قطعى نرسيدهاند و هر كدام براى خود شواهد و دلايل خود را اقامه مىكنند. ولى اولاً در كتب معتبر علمى مثل مجموعهى DSM كه اختلالهاى روانى را موراد بحث و بررسى قرار مىدهد، اين عمل (خودارضايى) را از جملهى اختلالها شمردهاند و دستورالعملهايى براى پيشگيرى و يا حذف آن در رفتار كودك و نوجوان بيان داشتهاند.
ثانياً در بسيارى از موارد، علم و تجربه علىرغم تمام پيشرفتهايى كه داشته و دارد نتوانستهاند علت ممنوعيت و يا لزوم برخى اعمال و اشياء و آن چه مربوط به انسان است، درك كند و بفهمد. چرا كه هنوز دانش بشر به اندازهاى رشد نكرده است كه به تمام مصالح و مفاسد فوائد و ضررهاى استمناء و اعمال مربوط به انسان را درك كند و بشناسد.
ولى دين اسلام و خداوند متعال كه انسان را خلق كرده به تمام زير و بم و ويژگىهاى انسان آگاهى كامل دارد و لذا برخى امور را لازم و ضرورى دانسته و برخى اشياء و اعمال را حرام و ممنوع دانسته است.
پس راه ديگرى كه براى مصالح و مفاسد مطرح است شرع مقدس و دستورات دينى است و از سخن خدا و پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) مىتوانيم راه سعادت و خوشبختى را پيدا كنيم. هر چند ممكن است در برخى موارد علم و تجربه و پيشرفت تكنولوژى نيز به ما چيزهايى را بياموزد، ولى نه تمام آنها را.
در عين حال جزوهى ضميمه نامه را براى مطالعه بيشتر و استدلال كردن براى نوجوانان برايتان ارسال مىكنيم.
نظرات ()