تفسير نمونه ج : 1 ص : 1
) 1 ( سوره فاتحة الكتاب ) حمد ( اين سوره در مكه نازل شده و هفت آيه است ) 7 (
تفسير نمونه ج : 1 ص : 2
بسم الله الرحمن الرحيم
ويژگي هاي سوره حمد
اين سوره در ميان سورههاى قرآن درخشش فوقالعادهاى دارد كه از مزاياى زير سرششمه مىكيرد :
1 - آهنك اين سوره
- اين سوره اساسا با سوره هاى ديگر قرآن از نظر لحن و آهنك فرق روشنى دارد به خاطر اينكه سورههاى ديكر همه بعنوان سخن خدا است ، اما اين سوره از زبان بندكان است ، و به تعبير ديكر در اين سوره خداوند طرز مناجات و سخن كفتن با او را به بندكانش آموخته است .
آغاز اين سوره با حمد و ستايش بروردكار شروع مىشود .
و با ابراز ايمان به مبدء و معاد ) خداشناسى و ايمان به رستاخيز ( ادامه مىيابد ، و با تقاضاها و نيازهاى بندكان بايان مىكيرد .
انسان آكاه و بيدار دل ، هنكامى كه اين سوره را مىخواند ، احساس مىكند كه بر بال و بر فرشتكان قرار كرفته و به آسمان صعود مىكند و در عالم روحانيت و معنويت لحظه به لحظه به خدا نزديكتر مىشود .
اين نكته بسيار جالب است كه اسلام بر خلاف بسيارى از مذاهب ساختگى يا تحريف شده كه ميان خدا و خلق واسطه ها قائل مىشوند به مردم دستور مىدهد كه بدون هيچ واسطه با خدايشان ارتباط برقرار كنند ! .
اين سوره تبلورى است از همين ارتباط نزديك و بىواسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اينجا تنها او را مىبيند ، با او سخن مىگويد ، پيام او را با گوش جان مىشنود ، حتى هيچ پيامبر مرسل و فرشته مقربى در اين ميان واسطه
تفسير نمونه ج : 1 ص : 3
نيست و عجب اينكه اين پيوند و ارتباط مستقيم خلق با خالق آغازگر قرآن مجيد است .
2 - سوره حمد ، اساس قرآن است
- در حديثى از پيامبر اكرم )صلىالله عليه وآله وسلّم( مىخوانيم كه : الحمد ام القرآن و اين به هنگامى بود كه جابر بن عبد الله انصارى خدمت پيامبر )صلىالله عليه وآله وسلّم( رسيد ، پيامبر )صلىالله عليه وآله وسلّم( به او فرمود : الا اعلمك افضل سورة انزلها الله فى كتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى يا رسول الله ! علمنيها ، فعلمه الحمد ، ام الكتاب : آيا برترين سورهاى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم ، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدايت باد ، به من تعليم كن ، پيامبر )صلىالله عليه وآله وسلّم( سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت ، سپس اضافه فرمود اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ .
و نيز از پيامبر )صلىالله عليه وآله وسلّم( نقل شده كه فرمود : و الذى نفسى بيده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور ، و لا فى القرآن مثلها ، هى ام الكتاب : قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور ، و نه حتى در قرآن ، مثل اين سوره را نازل نكرده است ، و اين ام الكتاب است .
دليل اين سخن با تامل در محتواى اين سوره روشن مىشود ، چرا كه اين سوره در حقيقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحيد و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمينه معاد و رستاخيز سخن مىكويد و بخشى از هدايت و ضلالت كه خط فاصل مؤمنان و كافران است سخن مىگويد ، و نيز در آن اشاره اى است به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاى
تفسير نمونه ج : 1 ص : 4
بىپايانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى ( بخش رحمانيت و رحيميت ) تقسيم مىكردد ، و همچنين اشاره به مساله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است .
در حقيقت هم بيانگر توحيد ذات است ، هم توحيد صفات ، هم توحيد افعال ، و هم توحيد عبادت .
و به تعبير ديگر اين سوره مراحل سه گانه ايمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد ، و مىدانيم ام به معنى اساس و ريشه است .
شايد به همين دليل است كه ابن عباس مفسر معروف اسلامى مىگويد : ان لكل شىء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة .
هر چيزى اساس و شالوده اى دارد ... و اساس و زير بناى قرآن ، سوره حمد است .
روى همين جهات است كه در فضيلت اين سوره از پيامبر )صلىالله عليه وآله وسلّم( نقل شد : ايما مسلم قرأ فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن ، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه : هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است ( و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد ) و گوئى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هديه اى فرستاده است .
تعبير به دو سوم قرآن شايد به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخيز و بخش ديگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده ، و تعبير به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از يك نظر در ايمان و عمل مىتوان خلاصه كرد كه اين هر دو در سوره
تفسير نمونه ج : 1 ص : 5
حمد جمع است .
3 - سوره حمد افتخار بزرگ پيامبر (صلىالله عليه وآله وسلّم(
جالب اينكه در آيات قرآن سوره حمد به عنوان يك موهبت بزرگ به پيامبر -صلىالله عليه وآله وسلّم- معرفى شد ، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است ، آنجا كه مىفرمايد و لقد آتيناك سبعا من المثانى و القرآن العظيم : ما به تو سوره حمد كه هفت آيه است و دو بار نازل شده داديم همشنين قرآن بزرگ بخشيديم ( سوره حجر آيه 78 ) .
قرآن با تمام عظمتش در اينجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نيز به خاطر اهميت فوق العاده آن است .
همين مضمون در حديثى از امير مؤمنان على -عليه السلام- از پيامبر(صلىالله عليه وآله وسلّم)نقل شده است كه فرمود : ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظيم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش : خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظيم قرار داده ، و سوره حمد باارزشترين ذخائر گنجهاى عرش خدا است ! .
4 - تاكيد بر تلاوت اين سوره
- با توجه به بحثهاى فوق كه تنها بيان گوشه اى از فضيلت سوره حمد بود روشن مىشود كه چرا در احاديث اسلامى در منابع شيعه و سنى اين همه تاكيد بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ايمان مىبخشد ، او را به خدا نزديك مىكند ، صفاى دل و روحانيت مىآفريند ، اراده انسانرا نيرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مىسازد ، و ميان او
تفسير نمونه ج : 1 ص : 6
و كناه و انحراف فاصله مىافكند .
به همين دليل در حديثى از امام صادق –عليه السلام- مىخوانيم رن ابليس اربع رنات اولهن يوم لعن ، و حين اهبط الى الارض ، و حين بعث محمد (صلىالله عليه وآله وسلّم) على حين فترة من الرسل ، و حين انزلت ام الكتاب : شيطان چهار بار فرياد كشيد و ناله سر داد نخستين بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد ، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمين تنزل يافت ، سومين بار هنگام بعثت محمد (صلىالله عليه وآله وسلّم) بعد از فترت پيامبران بود ، و آخرين بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد ! .
) 1 (
محتواى سوره
هفت آيه اى كه در اين سوره وجود دارد هر كدام اشاره به مطلب مهمى است : بسم الله سر آغازى است براى هر كار ، و استمداد از ذات پاك خدا را به هنگام شروع در هر كار به ما مىآموزد .
الحمد لله رب العالمين درسى است از باز گشت همه نعمتها و تربيت همه موجودات به الله ، و توجه به اين حقيقت كه همه اين مواهب از ذات پاكش سرچشمه مىگيرد .
الرحمن الرحيم اين نكته را بازگو مىكند كه اساس خلقت و تربيت و حاكميت او بر پايه رحمت و رحمانيت است ، و محور اصلى نظام تربيتى جهان را همين اصل تشكيل مىدهد .
مالك يوم الدين توجهى است به معاد ، و سراى پاداش اعمال ، و حاكميت خداوند بر آن دادگاه عظيم .
اياك نعبد و اياك نستعين ، توحيد در عبادت و توحيد در نقطه اتكاء انسانها را بيان مىكند .
تفسير نمونه ج : 1 ص : 7
اهدنا الصراط المستقيم ، بيانگر نياز و عشق بندگان به مساله هدايت و نيز توجهى است به اين حقيقت كه هدايتها همه از سوى او است ! سرانجام آخرين آيه اين سوره ، ترسيم واضح و روشنى است از صراط مستقيم راه كسانى است كه مشمول نعمتهاى او شده اند ، و از راه مغضوبين و گمراهان جدا است .
و از يك نظر اين سوره به دو بخش تقسيم مىشود ، بخشى از حمد و ثناى خدا سخن مىگويد و بخشى از نيازهاى بنده .
چنانكه در عيون اخبار الرضا -عليه السلام- در حديثى از پيامبر(صلىالله عليه وآله وسلّم) مىخوانيم : خداوند متعال چنين فرموده : من سوره حمد را ميان خود و بنده ام تقسيم كردم نيمى از آن براى من ، و نيمى از آن براى بنده من است ، و بنده من حق دارد هر چه را مىخواهد از من بخواهد : هنگامى كه بنده مىگويد بسم الله الرحمن الرحيم خداوند بزرگ مىفرمايد بنده ام بنام من آغاز كرد ، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را بر بركت كنم ، و هنگامى كه مىگويد الحمد لله رب العالمين خداوند بزرگ مىگويد بنده ام مرا حمد و ستايش كرد ، و دانست نعمتهائى را كه دارد از ناحيه من است ، و بلاها را نيز من از او دور كردم ، گواه باشيد كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنياى او مىافزايم ، و بلاهاى آن جهانرا نيز از او دفع مىكنم ، همانگونه كه بلاهاى دنيا را دفع كردم .
و هنگامى كه مىگويد الرحمن الرحيم خداوند مىگويد : بنده ام گواهى داد كه من رحمان و رحيمم ، گواه باشيد بهره او را از رحمتم فراوان مىكنم ، و سهم او را از عطايم افزون مىسازم .
و هنگامى كه مىگويد مالك يوم الدين او مىفرمايد : گواه باشيد همانكونه كه او حاكميت و مالكيت روز جزا را از آن من دانست ، من در روز
تفسير نمونه ج : 1 ص : 8
حساب ، حسابش را آسان مىكنم ، حسناتش را مىبذيرم ، و از سيئاتش صرف نظر مىكنم .
و هنگامى كه مىگويد اياك نعبد خداوند بزرك مىكويد بندهام راست مىكويد ، تنها مرا پرستش مىكند ، من شما را گواه مىگيرم بر اين عبادت خالص ثوابى به او مىدهم كه همه كسانى كه مخالف اين بودند به حال او غبطه خورند .
و هنگامى كه مىگويد اياك نستعين خدا مىگويد : بنده ام از من يارى جسته ، و تنها به من پناه آورده گواه باشيد من او را در كارهايش كمك مىكنم ، در سختيها به فريادش مىرسم ، و در روز پريشانى دستش را مىگيرم .
و هنگامى كه مىگويد اهدنا الصراط المستقيم ... ( تا آخر سوره ) خداوند مىگويد اين خواسته بنده ام بر آورده است ، و او هر چه مىخواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه اميد دارد ، به او مىبخشم و از آنچه بيم دارد ايمنش مىسازم .
نظرات ()