مشقت تربیت فرزندان و دانش آموزان

تربیتی و تحقیقی و کاربردی

۲
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 
۱۱
 
comment نظرات ()

 
۱
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 

۱


 
comment نظرات ()

 
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى‏
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى‏

01/ 01/ 86

  

عيد امسال دو تبريك دارد؛ هم تبريك عيد نوروز است، هم تبريك ورود ماه ربيع‏المولود است؛ كه ولادت نير اعظم و نبى مكرم، حضرت محمدبن‏عبداللَّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) در آن وارد است. خود عيد نوروز هم جزو اعياد بابركت براى ما ايرانى‏هاست. ...

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم محمّد و على اله الأطيبين‏ الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين.

ربّنا عليك توكّلنا و اليك انبنا و اليك المصير.

عيد امسال دو تبريك دارد؛ هم تبريك عيد نوروز است، هم تبريك ورود ماه ربيع‏المولود است؛ كه ولادت نير اعظم و نبى مكرم، حضرت محمدبن‏عبداللَّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) در آن وارد است. خود عيد نوروز هم جزو اعياد بابركت براى ما ايرانى‏هاست.

مردم سال را با ياد خدا شروع مى‏كنند و از خداوند متعال تحول به احسن‏الحال را مسئلت مى‏كنند. امسال علاوه‏ى بر اينها، ذخيره‏ى معنوى توسلات و توجهات ماه محرم و صفر هم بر بركات اين عيد افزوده است. شما جمع حاضر در اين صحن هم كه مشرّف به زيارت بارگاه حضرت على‏بن‏موسى‏الرضا (عليه‏السّلام) هستيد، بركات بيشترى داريد. براى من هم فرصتى است تا برخى از مسائلى را كه در آغاز سال براى ما ان‏شاءاللَّه مفيد خواهد بود، مطرح كنم.

اول سال فرصت خوبى است براى تقويت عزم ملى، براى بركت بخشيدن به عمر خود در اين سال. اگر همه‏ى آحاد ما مردم ايران از اول سال عزم خود را بر اين متمركز كنيم كه با تلاش خود، با حركت خود، سال پُربارى براى خود فراهم كنيم، خداى متعال هم يقيناً كمك خواهد كرد. البته جانمايه‏ى اين عزم ملى و بزرگ، نيت پاك و تصميم بر جلب رضاى الهى است؛ تصميم بر پيمودن صراط مستقيم؛ و آنگاه شناختن موقعيت خود و وضع خود، جايگاه خود در شرايط كنونى عالم و چالشهايى كه پيش روى ملت قرار دارد، و شناختن خطوط اساسى براى مواجهه‏ى با چالشها. اين، شرط موفقيت يك ملت زنده است؛ وضع خود را، جايگاه خود را، شرائط خود را درست بشناسد و براى اين شرائط برنامه‏ريزى داشته باشد و عزم و تصميم قاطع بر مواجهه‏ى با آنچه كه در اين راه براى انسان به طور طبيعى پيش بيايد. من از اين فرصت استفاده مى‏كنم؛ در اين ساعتى كه در خدمت شما هستم، در اين باره‏ها قدرى صحبت مى‏كنم.

آنچه كه اساس مطلب براى ما ايرانى‏هاست - كه هميشه بايد اين را در مد نظر داشته باشيم - اين است كه ملت ما و مجموعه‏ى ما مردم ايران هدف بزرگى براى خودمان ترسيم كرديم و در طول دهه‏هاى پس از انقلاب، اين هدف را دنبال كرديم. هرچه نگاه مى‏كنيم، احساس مى‏كنيم كه ما براى رسيدن به اين دو هدف، توانايى‏هاى لازم را داريم. اين هدف بزرگ عبارت است از سربلندى ايران اسلامى، الگوشدن در ميان ملتهاى مسلمان، هم از لحاظ مادى و هم از لحاظ معنوى. معناى اين حرف اين است كه ملت ما، هم از لحاظ مادى و هم از جنبه‏هاى معنوى ارتقاء پيدا كند؛ استقلال ملى داشته باشد؛ عزت ملى داشته باشد؛ توان و ظرفيت ملى داشته باشد؛ بتواند از همه‏ى ظرفيتهاى خود استفاده كند؛ از رفاه عمومى برخوردار باشد و عدالت عمومى و اجتماعى بر زندگى او حاكم باشد. اين ملت در آن صورت مى‏شود الگو براى همه‏ى جوامع مسلمان و حتّى غير مسلمان. ملت ايران مى‏خواهد ملتى باشد آزاد، مرفه، باايمان، و كشورى داشته باشد آباد و پيشرفته؛ اين هدف ملت ايران است.

در اين هدف، اختلافى هم وجود ندارد؛ دعواهاى جناحى و اختلافات سياسى در اينجا همه برطرف مى‏شود؛ اين هدفِ مورد قبول همه‏ى آحاد ملت ايران است. كشورى آباد داشته باشيم، ملتى آزاد و سربلند داشته باشيم، از ظرفيتهاى ملىِ خودمان بخوبى استفاده كنيم، بتوانيم پيشرو باشيم، پرچم عدالت اجتماعى را در دست داشته باشيم، پرچم ايمان اسلامى را در پيشاپيش همه‏ى ملتهاى مسلمان به دوش بگيريم؛ اين چيزى است كه همه‏ى ملت ايران طالب و عاشق آن هستند. و مى‏توانيم به اين هدف دست پيدا كنيم؛ هم شناخت ظرفيتهاى ملى به ما اين اميد را مى‏دهد، هم تجربه‏ها اين را تأييد مى‏كند.

ملت ايران يك ملت بااستعداد است، بااستقامت است، برخوردار از غيرت دينى و غيرت ملى است، به اسلام عميقاً ايمان دارد، به ميهن خود عشق مى‏ورزد؛ اينها چيزهايى است كه به ما اين اميدوارى و اين اعتماد را مى‏بخشد كه ملت ما قادر است به اين هدف دست پيدا كند و برسد؛ دور از دسترس نيست. تجربه هم همين را به ما نشان مى‏دهد.

ببينيد؛ ما بر اثر سلطه‏ى حكومتهاى فاسد و وابسته، در طول سالهاى متمادى از ميدان رقابتهاى جهانى بيرون مانده بوديم. ملت ايران كه يك روز پيشاهنگ دانش و فرهنگ بود، بر اثر سلطه‏ى پادشاهان جبار و قدرتهاى منقطع از مردم وضعش به جايى رسيد كه از حدود دويست سال قبل به اين طرف كه مسابقه‏ى علمى و سياسى در دنيا آغاز شد، بيرون از ميدان مسابقه قرار گرفت. وقتى ملتى در مسابقه‏ى ملتها وارد نيست، به طور طبيعى توانايى‏هاى او تحليل مى‏رود و موفقيتهاى او ناچيز مى‏شود. شما يك تيم ورزشى را در نظر بگيريد، كه قدرت دارد، نشاط دارد، ميل به كار دارد، او را نمى‏گذارند وارد ميدان رقابتهاى ورزشى بشود؛ به طور طبيعى توانايى‏هاى او كم مى‏شود و تحليل مى‏رود. با ملت ما اين كار را كردند.

درعين‏حال كه سالهاى متمادى قدرتهاى وابسته، قدرتهاى فاسد، قدرتهاى بى‏كفايت و پادشاهان ظالم چنين وضعى را براى ملت ما به وجود آوردند، بمجرد اينكه به وسيله‏ى انقلاب اسلامى دروازه‏ى ورود به اين جاده براى ملت ما باز شد و ملت ما وارد ميدان رقابتهاى جهانى و مسابقات جهانى شد، پيشرفتهاى بزرگى به دست آورد. ملت ما، هم در زمينه‏هاى علمى، هم در زمينه‏هاى سياسى، امروز در جهان يك ملتِ داراى نشان و شناخته شده است؛ يك چهره است در ميان ملتها. در زمينه‏هاى علمى، ما به نسبت اين زمان پيشرفته هستيم. البته عقب‏ماندگى‏هاى دويست ساله را در ظرف بيست سال و سى سال نمى‏شود جبران كرد؛ اما در اين بيست و چند سال، ما با سرعت بسيار بيشترى نسبت به همين مدت زمانى جلو رفته‏ايم. امروز شما نگاه كنيد؛ جوانان ما در زمينه‏ى انرژى هسته‏اى، در زمينه‏ى سلولهاى بنيادى، در زمينه‏ى ضايعات نخاعى و در ده‏ها زمينه‏ى ديگر - كه اگر ملت ما از آنها بروشنى آگاه بشوند، شادمان خواهند شد - پيشرفت داشته‏اند. برجستگان علمى كشور ما امروز توانسته‏اند در دنيا بدرخشند و تحسين جهانيان را جلب كنند.

در ميدان رقابتهاى سياسى هم همين‏طور. امروز دولت جمهورى اسلامى ايران در زمينه‏هاى سياسى - چه در سطح منطقه، چه در سطح بين‏المللى - سخن او جزو سخنهاى پُرطرفدار است؛ سخن او يك سخن شنيدنى است. مسئولين كشور ما، هم در مجامع جهانى، هم در مسافرتهايى كه به كشورهاى ديگر مى‏كنند، هم در موضعگيرى‏هايى كه مى‏كنند، برجسته و شاخصند. اين چنين وضعى براى ملت ما نشان‏دهنده‏ى استعداد اين ملت در پيشروى و در ورود به اين ميدانهاست.

ملت ما توانسته است در فرهنگ سياست بين‏المللى مفاهيم جديدى را وارد كند. دنيا مردم‏سالارى دينى را نمى‏شناخت؛ امروز مردم‏سالارى دينى يك عنوان و شعار مطلوب در ميان همه‏ى ملتهاى اسلامى است. دنيا تعريف نظام سلطه را نمى‏شناخت؛ اين را ملت ما تعريف كرد و در فرهنگ سياست بين‏المللى وارد شد. مسئله‏ى دين‏محورى سياست، قانون، مديريت كشور؛ اينها همه مفاهيم جديدى است كه ملت ما توانسته است اينها را وارد كند. پس ما در مسابقات جهانى - مسابقه‏ى علمى، مسابقه‏ى سياسى، مسابقه‏ى صنعتى، مسابقه‏ى اقتصادى و مسابقه‏ى فرهنگى - مى‏توانيم وارد شويم و در كوتاه‏مدت اميد به موفقيت داشته باشيم، و در بلندمدت اميد به سرآمد شدن داشته باشيم. اين، وضع ملت ماست.

و اما اين راهى كه ملت ايران مى‏خواهد برود، يك راه اسفالته‏ى بى‏مانع نيست؛ ما در اين راه چالش هم داريم. ما دو دشمن بزرگ داريم. من اين دو دشمن را امروز به اختصار براى شما معرفى و چهره‏نمايى كنم تا ببينيم من و شما در مقابل اين دو دشمن چه بايد بكنيم. يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه‏ى دشمن را بداند و خود را در مقابل آن مجهز كند. ما دو دشمن داريم: يك دشمن، دشمن درونى است؛ يك دشمن، دشمن بيرونى است. دشمن درونى خطرناك‏تر است. دشمن درونى چيست؟ دشمن درونى خصلتهاى بدى است كه ممكن است ما در خودمان داشته باشيم. تنبلى، نشاط كار نداشتن، نااميدى، خودخواهى‏هاى افراطى، بدبين بودن به ديگران، بدبين بودن به آينده، نداشتن اعتماد به خود - نه به شخص خود و نه به ملت خود - اينها بيمارى است. اگر اين دشمنهاى درونى در ما وجود داشته باشد، كار ما مشكل مى‏شود. هميشه دشمنان بيرونى ملت ايران سعى كرده‏اند اين ميكروبها را در درون جامعه‏ى ايرانى رسوخ دهند: «شما نمى‏توانيد»، «شما قادر نيستيد»، «آينده‏تان تاريك است»، «افقتان تيره است»، «بيچاره شديد»، «پدرتان درآمد». سعى اين بوده است كه ملت ما را نااميد، كسل، بى‏اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند؛ اينها دشمنان درونى است. در طول سالهاى قبل از بروز حركت اسلامى در كشور ما، بلاى عمده‏ى ملت ما اينها بود. اگر ملتى اين بيمارى‏ها را داشته باشد، اين ملت پيشرفتش ممكن نيست؛ اگر ملتى مردمش تنبل باشند، نااميد باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همديگر پيوند نداشته باشند، به همديگر بدبين باشند، از آينده نااميد باشند، چنين ملتى پيش نخواهد رفت؛ اينها مثل موريانه‏اى كه در درون پايه‏ى بنا بيفتد، بنا را ويران مى‏كند؛ مثل كرمى است كه داخل ميوه قرار بگيرد، ميوه را فاسد مى‏كند. بايد با اين صفات مبارزه كرد. ملت ما بايد اميدوار، داراى اعتماد به نفس، خوشبين به آينده، علاقه‏مند به پيشرفت، و معتقد و مؤمن به معنوياتى باشد كه او را در اين راه كمك مى‏كند. بحمداللَّه امروز ملت ما چنين اعتماد به نفس و چنين اميدى دارد؛ بايد اينها را تكميل كرد. اگر ما بتوانيم اين دشمنها را در درون خود، در جان خود، در فرهنگ عمومى جامعه‏ى خود از كار بيندازيم، دشمن بيرونى هم نمى‏تواند به ما صدمه و لطمه‏اى برساند.

و اما دشمن بيرونى. دشمن بيرونىِ اين هدف ما عبارت است از نظام سلطه‏ى بين‏المللى؛ يعنى همان چيزى كه به او مى‏گوييم استكبار جهانى. استكبار جهانى و نظام سلطه، دنيا را به سلطه‏گران و سلطه‏پذيران تقسيم مى‏كند. اگر ملتى بخواهد در مقابل سلطه‏گران از منافع خود دفاع كند، سلطه‏گران با آن ملت دشمنى مى‏كنند؛ روى او فشار مى‏آورند و سعى مى‏كنند مقاومت او را در هم بشكنند. اين، دشمنِ يك ملتى است كه مى‏خواهد مستقل و عزتمند و آبرومند و پيشرفته بشود و زير بار سلطه‏گران نرود؛ اين دشمنِ بيرونى است. امروز مظهر اين دشمنى عبارت است از شبكه‏ى صهيونيسم جهانى و دولت كنونى ايالات متحده‏ى امريكا. البته اين دشمنى مال امروز نيست؛ روشها تغيير مى‏كند، اما سياست دشمنى با ملت ايران از اول انقلاب تا امروز بوده است. هرچه توانسته‏اند، فشار وارد آورده‏اند، اما عبث؛ فشارهاى آنها نتوانسته است ملت ايران را ضعيف كند يا به عقب‏نشينى وادار كند؛ نه تحريم اقتصادى‏شان، نه تهديد نظامى‏شان، نه فشار سياسى‏شان، نه جنگ روانى‏شان. امروز ما از پانزده سال قبل، از بيست سال قبل، از بيست و هفت سال قبل بسيار قوى‏تر هستيم؛ اين نشان‏دهنده‏ى اين است كه دشمن در دشمنى با ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى ناكام مانده است؛ اما اين دشمنى هست.

امروز در دنيا تناقضى وجود دارد. ملت ايران از نظر ملتهاى مسلمان و ملتهاى منطقه - ملتهاى آسيا، ملتهاى آفريقا، ملتهاى امريكاى لاتين، ملتهاى منطقه‏ى خاورميانه - يك ملت شجاع، مدافع حق و عدالت، و ايستاده‏ى در مقابل زورگويى‏هاست؛ ملت ايران را اين‏طور شناخته‏اند. آنها ملت ايران را تحسين و ستايش مى‏كنند. اما همين ملت ايران و همين نظام جمهورى اسلامى كه اينقدر مورد ستايش ملتهاست، از نظر قدرتهاى زورگو، متهم به نقض حقوق بشر است، متهم به سلب امنيت جهانى است، متهم به حمايت از تروريسم است! اين تناقض است؛ تناقض بين نگاه ملتها و خواسته‏ى قدرتها. اين تناقض، تهديدكننده‏ى نظام سلطه‏ى جهانى است. روزبه‏روز اينها دارند از ملتها دور مى‏شوند؛ اين يك رخنه‏ى فرسايشى را در بناى ليبرال دموكراسى غرب به وجود آورده است و روزبه‏روز اين رخنه بيشتر خواهد شد. بالاخره تبليغات استكبار تا مدتى مى‏تواند حقايق را پنهان كند؛ هميشه كه نمى‏توانند حقايق را پنهان كنند؛ ملتها روزبه‏روز بيدارتر مى‏شوند. شما نگاه كنيد؛ رئيس جمهور ملت ايران به كشورهاى آسيا، به كشورهاى آفريقا، به كشورهاى امريكاى جنوبى مسافرت مى‏كند، ملتها براى او شعار مى‏دهند، به نفع او تظاهرات مى‏كنند، اظهار حمايت مى‏كنند؛ رئيس جمهور امريكا هم به كشورهاى امريكاى جنوبى - يعنى حياط خلوت امريكا - مسافرت مى‏كند، ملتها پرچم امريكا را به مناسبت آمدن او آتش مى‏زنند؛ اين معنايش تزلزل پايه‏هاى ليبرال دموكراسى‏اى است كه امروز غرب و جلوتر از همه امريكا، مدعى پرچمدارى آن هستند. تناقض در خواست آنها و تمايلات مردم و مشاهدات مردم روزبه‏روز بيشتر مى‏شود. دم از دموكراسى مى‏زنند، دم از حقوق بشر مى‏زنند، دم از امنيت جهانى مى‏زنند، دم از مبارزه‏ى با تروريسم مى‏زنند، اما باطن شرير آنها حكايت از جنگ‏طلبى آنها مى‏كند؛ حكايت از پايمال كردن حقوق ملتها مى‏كند؛ حكايت از ميل وافر و اشتهاى سيرى‏ناپذير آنها بر منابع انرژى جهانى مى‏كند؛ اين را ملتها مى‏بينند. روزبه‏روز آبروى ليبرال دموكراسى و آبروى امريكا - كه پيشقراول ليبرال دموكراسى است - در دنيا در نظر ملتها دارد كم و كمتر مى‏شود. در مقابل، آبروى ايران اسلامى دارد بيشتر مى‏شود. ملتها مى‏فهمند كه امريكايى‏ها در ادعاى دفاع از حقوق بشر دروغ مى‏گويند؛ يك نمونه‏ى آن، رفتار آنها با كشور خود ماست. ايران در زمان طاغوت - زمان رژيم پهلوى - يكسره در مشت امريكايى‏ها بود؛ امريكايى‏ها بر سراسر ايران مسلط بودند؛ پايگاه نظامى در ايران به وجود مى‏آوردند، براى تسلط بر تحرك كشورهاى عرب منطقه؛ مى‏خواستند اينها را از پايگاه ايران زير نظر داشته باشند. ايران همپيمان اسرائيل بود؛ بدترين ديكتاتورى‏ها بر اين كشور حاكم بود؛ مبارزان را در زندان شكنجه مى‏كردند؛ در سرتاسر كشور - در همين شهر مشهد، در تهران و در همه‏ى شهرهاى كشور - اختناق و شدت عمل مأموران جلاد رژيم طاغوت بر مردم مسلط بود؛ نفت ما را تاراج مى‏كردند؛ اموال عمومى و ثروتهاى ملى را به نفع حكام و به نفع بيگانگان به تاراج مى‏دادند؛ ملت ايران را از حضور در مسابقه‏ى علمى و صنعتى دنيا مانع مى‏شدند؛ ملت را تحقير مى‏كردند. آن ايران، متحد درجه‏ى يك امريكا در اين منطقه بود؛ زمامدارانش هم محبوب امريكا بودند؛ هيچ اعتراضى هم به نقض حقوق بشر و نقض دموكراسى بر آن حكومت طاغوتى وارد نبود. امروز ايران يك كشور آزاد است؛ با اين مردم‏سالارى واضح - كه مردم‏سالارى ما در دنيا بسيار كم‏نظير است - با اين ارتباط مستحكم بين مردم و مسئولان كشور؛ اين ايران از نظر امريكايى‏ها، از نظر دولت امريكا و سياستمداران امريكا يك كشور نامطلوب به حساب مى‏آيد؛ اين نشان‏دهنده‏ى جهتگيرى استكبار جهانى در مقابل حقايق موجود عالم است. البته امريكايى‏ها از اين دشمنى سودى نبرده‏اند و باز هم نخواهند برد. ملت ايران روزبه‏روز قوى‏تر مى‏شود و ارزشهاى انقلاب روزبه‏روز برجسته‏تر و تازه‏تر مى‏شود.

ما در مقابل اين دو دشمن وظائفى داريم. اول دشمن را بايد شناخت، بعد بايد نقشه‏ى او را دانست. امروز دشمنان بيرونى ما هم براى ملت ايران نقشه دارند. ما سياستهاى پنج‏ساله‏ى خودمان را تعريف مى‏كنيم؛ افق چشم‏انداز بيست‏ساله را تعريف مى‏كنيم؛ براى اينكه راه خودمان را مشخص كنيم. دشمن ما هم همين‏طور؛ او هم براى ما برنامه دارد؛ او هم سياستى دارد. بايد سياست او را بشناسيم.

من برنامه‏هاى استكبار جهانى عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مى‏كنم: اول، جنگ روانى؛ دوم، جنگ اقتصادى؛ و سوم، مقابله با پيشرفت و اقتدار علمى. دشمنى‏هاى استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مى‏شود. البته اينها را بايد دستگاه‏هاى تبليغاتى و رسانه‏ها و شخصيت‏هاى سياسى بيشتر براى مردم توضيح بدهند. من اجمالاً سرفصل و خلاصه‏اى از مطالب را به شما عرض مى‏كنم.

جنگ روانى يعنى چه؟ هدف جنگ روانى، مرعوب كردن است. كى‏ را مى‏خواهند مرعوب كنند؟ ملت كه مرعوب نمى‏شود؛ توده‏ى عظيم مردم كه مرعوب نمى‏شوند. چه كسى را مى‏خواهند مرعوب كنند؟ مسئولان را، شخصيتهاى سياسى را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اينها را مى‏خواهند مرعوب كنند. كسانى كه قابل تطميعند، آنها را مى‏خواهند تطميع كنند؛ اراده‏ى عمومى را مى‏خواهند تضعيف كنند؛ درك مردم از واقعيتهاى جامعه‏ى خودشان را مى‏خواهند تغيير دهند؛ هدف جنگ روانى اين است. يك نفر كه بيمار نيست، صد بار به او بگويند آقا! شما كسالت داريد، شما مريضيد، يك مقدار احساس بيمارى مى‏كند. بعكس، اگر كسى دچار بيمارى هم باشد، صد بار به او بگويند شما حالتان خوب است، احساس صحت مى‏كند. با تلقين مى‏خواهند واقعيتهاى كشور ما را در نظر ملت ما دگرگون كنند. ملت ما ملتى است بااستعداد، داراى قابليت، داراى ظرفيت، داراى ثروتهاى عظيم طبيعى؛ چنين ملتى مى‏تواند پيشرو باشد. دليلى ندارد كه اين ملت، نااميد باشد؛ اما آنها مى‏خواهند واقعيتها را تغيير دهند و ملت را نااميد كنند؛ مى‏خواهند اعتماد ملت را به مسئولان ضعيف كنند. اينكه مردم به دولت و مسئولانشان اعتماد داشته باشند، براى يك كشور خيلى نعمت بزرگى است؛ مى‏خواهند اين نعمت را بگيرند و مردم را بى‏اعتماد كنند، هم به خودشان، هم به مسئولينشان؛ مردم را با شايعه، به تحريم و خشونت تهديد كنند؛ در تبليغات، جاى مدعى و متهم را عوض كنند. امروز امريكا متهم است و ملتها مدعى امريكايند. ما امروز مدعى امريكا هستيم. امريكا متهم است به دست‏اندازى به استكبار، به مستعمره‏پرورى، به جنگ‏طلبى، به اشغال نظامى، به فتنه‏انگيزى. ما طلبگاريم، ما مدعى هستيم. آنها مى‏خواهند خودشان را در جايگاه مدعى بگذارند و ملت ايران را در جايگاه متهم قرار دهند. در خود امريكا وضع حقوق بشر اسفبار است و ناامنى وجود دارد. در يك سال - سال 2003 - سيزده ميليون بازداشت شهروندان امريكايى را خودشان گزارش كردند! مجوز شكنجه مى‏دهند، مجوز شنود تلفن مى‏دهند. بعد از حادثه‏ى بيست شهريورِ چند سال قبل، اينها چند ميليون نفر را بازجويى كردند. يك چنين فضاى ناامن در داخل امريكا؛ در خارج هم كه زندانهاى ابوغريب و شكنجه‏ها و زندان گوانتانامو و زندانهاى مخفى‏اى كه در اروپا و در نقاط ديگر دارند. آنها بايد جواب بدهند. آنها متهمند، آنها نقض حقوق بشر مى‏كنند؛ آن وقت مى‏شوند مدعى حقوق بشر، و ملت ايران را يا هر جا را كه ميلشان بكشد، مى‏خواهند به محاسبه بكشند كه شما نقض حقوق بشر كرده‏ايد! تروريسم را آنها دارند ترويج مى‏كنند. اين كارها جنگ روانى است كه آنها دارند انجام مى‏دهند.

يك بخش از جنگ روانى دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل كشور ما اختلافات قومى، اختلافات مذهبى - شيعه و سنى - اختلافات جناحى، اختلافات صنفى و رقابتهاى صنفى را ترويج و تبليغ مى‏كنند. در داخل، مزدوران و ايادى‏اى هم دارند كه مقاصد آنها را در اينجا به شكلهاى گوناگون عمل مى‏كنند. اينها شايعه‏پراكنى مى‏كنند. در مسئله‏ى عراق، ايران را متهم مى‏كنند. كسانى كه آمده‏اند عراق را اشغال كرده‏اند، ملت عراق را تحقير كرده‏اند، زنان، مردان و جوانان عراقى را به انواع مختلف مورد اهانت قرار داده‏اند، همين حالا هم نظامى امريكايى و انگليسى در عراق با كمال بدرفتارى دارد عمل مى‏كند، اينها ايران را متهم مى‏كنند كه در امور عراق دخالت مى‏كند. آن روزى كه دولت امريكا و خيلى از دولتهاى غربى از صدام بعثىِ معدوم حمايت مى‏كردند، ملت ايران آغوشش را بر روى آزادگان عراقى باز كرد؛ آزادمردان عراقى به اينجا آمدند و ما آنها را از شر صدام حفظ كرديم؛ امروز همانها در عراق به قدرت و حكومت رسيده‏اند. تروريسم در عراق با تحريك سرويس‏هاى جاسوسى امريكا و انگليس و اسرائيل است. اين برادركشى‏ها در عراق ناشى از جنگ شيعه و سنى نيست؛ شيعه و سنى قرنها در عراق با هم زندگى كرده‏اند و جنگى هم نداشته‏اند. خانواده‏هاى عراقىِ بسيارى هستند كه بعضى‏شان شيعه‏اند، بعضى‏شان سنى؛ با هم ازدواج كرده‏اند، با هم زندگى مى‏كردند. اين ترورها را آنها به وجود آورده‏اند؛ آنها هستند كه از ناامنى‏ها سود مى‏برند.

در مورد نفوذ شيعه و ترويج تشيع از سوى ايران و هلال شيعى و از اين حرفها، شايعه‏پراكنى مى‏كنند. يكى از شعبه‏هاى جنگ روانى اينها اين است: اولاً بين ملت ايران اختلاف بيندازند، ثانياً بين ملت ايران و ملتهاى ديگر مسلمان اختلاف بيندازند. سياست امريكا اين بوده است كه همسايه‏هاى ما را در خليج فارس از نظام جمهورى اسلامى بترساند. البته بعضى از آنها آگاهانه و هوشيارانه توطئه را فهميده‏اند، بعضى هم ممكن است اشتباه كنند و در دام اين توطئه‏ى امريكايى بيفتند. ما به سوى همسايه‏هاى خليج فارس - كه منطقه‏ى عمده‏ى نفتى دنيا متعلق به اين مجموعه است - هميشه دست دوستى دراز كرده‏ايم؛ الان هم با آنها دوستيم و دست دوستى دراز مى‏كنيم و اعتقاد ما اين است كه كشورهاى حوزه‏ى خليج فارس بايد پيمان دفاعىِ مشترك داشته باشند و بايد با هم همكارى كنند. براى دفاع از اين منطقه‏ى مهم نبايد امريكا و انگليس و بيگانگان و ديگران و طمع‏ورزان بيايند؛ خود ما بايد امنيت اين منطقه را حفظ كنيم؛ و اين با همكارى كشورهاى خليج فارس ممكن است.

من به همين مناسبت به عناصر سياسى داخلى هم دوستانه نصيحت مى‏كنم؛ مراقب باشند، طورى حرف نزنند، طورى موضعگيرى نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ روانى كمك شود؛ به دشمن كمك نكنند. امروز هر كس كه مردم را نااميد كند و به خود، به مسئولين و به آينده بى‏اعتماد كند، به دشمن كمك كرده. امروز هر كس كه به اختلافات دامن بزند - هر نوع اختلافاتى - به دشمن ملت ايران كمك كرده. كسانى كه قلم دارند، بيان دارند، تريبون دارند، جايگاهى دارند، بايد مراقب باشند؛ نبايد بگذارند دشمن از آنها استفاده كند. جنگ روانى دشمن، مهمترين بخش مبارزه‏ى دشمن با ملت ايران است.

جنگ اقتصادى هم يكى ديگر است. مى‏خواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادى در تنگنا قرار دهند. من عرض مى‏كنم ميدان براى تحرك اقتصادى ملت ايران باز است. با سياستهاى اصل 44 كه ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال اين است كه اينها را تحقق ببخشد و بايد هم دنبال كند، ميدان كار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى كه ثروتمندند، حتّى براى آحاد مردم. سال 86 و شايد تا يكى دو سال بعد رويكرد دولت و رويكرد فعالان كشور بايد رويكرد اقتصادى باشد. ما مى‏توانيم اقتصاد خودمان را شكوفا كنيم. تهديد مى‏كنند كه تحريم مى‏كنيم. تحريم نمى‏تواند به ما ضربه‏اى بزند. مگر تا حالا تحريم نكرده‏اند؟ ما در حال تحريم به انرژى هسته‏اى رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به پيشرفتهاى علمى رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به اين سازندگى‏هاى وسيع در كشور رسيده‏ايم. تحريم در شرائطى حتّى ممكن است به نفع ما تمام شود؛ از اين جهت كه همت ما را براى تلاش و فعاليت بيشتر كند. رويكرد كشور در سالى كه امروز اول آن است، و حتّى يكى دو سال بعد، بايد رويكرد اقتصادى باشد. از سياستهاى اصل 44 همه بايد استفاده كنند. كسانى كه توانايى سرمايه‏گذارى دارند، حتّى افرادى كه مى‏توانند سرمايه‏گذارى را با اجتماع و شركت انجام دهند، اينها راه دارد. آحاد مردم و صنوف مختلف مردم مى‏توانند سرمايه‏گذارى كنند؛ مى‏توانند در اين راه با يكديگر شريك شوند و سهيم باشند. علاوه بر سهام عدالتى كه تقريباً ده ميليون نفر را شامل مى‏شود - كه مال دو دهك پائين جامعه است - بقيه‏ى آحاد مردم هم مى‏توانند از اين سياستها استفاده كنند؛ راه دارد. مسئولين دولتى بايد راه‏هاى مشاركت مردم را در فعاليتهاى اقتصادى به آنها بگويند. اين سياستها به معناى توليد ثروت عمومى براى جامعه است. توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك وقت كسى به اموال عمومى دست‏درازى مى‏كند، يك وقت كسى بى‏قانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مى‏رسد؛ اينها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مى‏گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف‏گرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مى‏آوريد، باز همان را وسيله‏اى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد - كه در اسلام اسمش كنز كردن است - نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اينها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مى‏برند. روح اصل 44 و سياستهاى اصل 44 اين است. طورى بشود كه منابع درآمدى آحاد مردم، بخصوص طبقات ضعيف، متنوع شود؛ مردم بتوانند گشايشى پيدا كنند؛ اين يك گام بلند در راه رفاه عمومى است.

در مورد مقابله‏ى با پيشرفت علمى هم يك نمونه‏ى مهمش همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. در گفته‏ها، در گفتگوهاى سياسى و غيره مى‏گويند دولتهاى غربى با دارا بودن قدرت هسته‏اى در ايران موافق نيستند؛ خب نباشند. مگر ما براى به دست آوردن قدرت هسته‏اى از كسى اجازه خواستيم؟ مگر ملت ايران با اجازه‏ى ديگران وارد اين ميدان شده است كه بگويند ما موافق نيستيم؟ خب موافق نباشيد. ملت ايران موافق است و مايل است اين انرژى را داشته باشد. من سال گذشته هم در اجتماع روز اول فروردين در اينجا گفتم كه انرژى هسته‏اى براى كشور ما يك ضرورت است، يك نياز بلندمدت است. امروز اگر مسئولين كشور در به دست آوردن انرژى هسته‏اى كوتاهى كنند، نسلهاى بعد آنها را مؤاخذه خواهند كرد. ملت ايران و كشور ايران به انرژى هسته‏اى و اين توانايى براى زندگى - نه براى سلاح - احتياج دارد. عده‏اى مى‏نشينند همان حرف دشمن را تكرار مى‏كنند كه: آقا! چه لزومى دارد؟ چه لزومى دارد؟ آينده‏ى كشور را به خطر انداختن، نياز فرداهاى كشور را بكلى نديده گرفتن، اين اشكالى ندارد؟ آيا مسئولين كشور حق دارند به نسلهاى آينده خيانت كنند؟ امروز نفت را برداريم مصرف كنيم؛ يك روزى اين نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ايران براى برق خود، براى كارخانه‏ى خود، براى گرماى خود، براى روشنايى خود، براى حركت زندگى خود، دست نياز دراز كند به سوى كشورهاى ديگر تا به او انرژى بدهند؟ اين براى مسئولينِ امروز كشور جايز است؟ عده‏اى حرف دشمن را تكرار مى‏كنند. همانهايى كه ملى شدن نفت را كه به وسيله‏ى دكتر مصدق و مرحوم آيةاللَّه كاشانى انجام گرفت، امروز تمجيد مى‏كنند - كه آن كار، نسبت به اين كار كوچك بود؛ اين از او بزرگتر است - همانها امروز نسبت به انرژى هسته‏اى همان حرفى را مى‏زنند كه مخالفين مصدق و كاشانى آن روز مى‏گفتند. اينها قابل قبول نيست. ما در اين راه پيش رفتيم، با ابتكار خودمان پيش رفتيم. مسئولين كشور ما هيچ بى‏قانونى هم نكردند. همه‏ى فعاليتهاى ما در مقابل چشم آژانس هسته‏اى است، ايرادى هم ندارد؛ ما حرفى نداريم كه زير نظر آنها باشد. جنجال كردن و فشار وارد آوردن روى ملت ايران براى اين مسئله، استفاده‏ى ابزارى كردن از شوراى امنيت سازمان ملل، براى قدرتهاى مقابل ملت ايران زيان به بار خواهد آورد. اين را من بگويم؛ اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنيت استفاده‏ى ابزارى كنند، و بخواهند اين حق مسلّم را از اين راه نديده بگيرند، ما تا امروز آنچه را كه انجام داديم، برطبق قوانين بين‏المللى انجام داديم؛ اگر آنها بخواهند بى‏قانونى كنند، ما هم مى‏توانيم بى‏قانونى كنيم و خواهيم كرد. اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند ملت ايران و مسئولين ايران در مقابل دشمنانى كه به آنها تعرض كنند، از همه‏ى ظرفيت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند كرد.

من عرايضم را مى‏خواهم تمام كنم. اين توصيه‏هاى خادم ملت ايران است به ملت ايران. توصيه‏ى من اين است: اين شعارى كه ما امسال مطرح كرديم - يعنى اتحاد ملى و انسجام اسلامى - اين را رعايت كنيد. اتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه‏ى خود را با ملتهاى اسلامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است.

توصيه‏ى بعد اين است كه ملت عزيز ما، مخصوصاً جوانان ما، اعتماد به نفس خودشان را از دست ندهند. جوانان عزيز! جوانان عزيز ملت ايران! شما مى‏توانيد؛ مى‏توانيد كارهاى بزرگ بكنيد، مى‏توانيد كشور خود را به اوج اعتلاء و عزت برسانيد. اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزى است كه دشمنان مى‏خواهند نباشد. دشمنان مى‏خواهند مردم به دولت - كه مسئوليت اداره‏ى امور كشور را دارد - بى‏اعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشه‏ى دشمن را خنثى كنيد. من از دولت حمايت مى‏كنم. از همه‏ى دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مى‏كنم. اين حمايت، بى‏دليل و بى‏حساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سياسى كشور ما جايگاه بسيار مهمى است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم اين جهتگيرى‏هاى دينى و اين ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مى‏دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مى‏كنم. البته اين حمايت، حمايت بى‏حساب و كتاب نيست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مى‏گويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجمل‏گرايى‏هايى كه افرادى مى‏افتند، نيفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سياسى تلف نكنند؛ با همه‏ى وجود و با همه‏ى توان براى اين مردم كار كنند؛ آنچه را كه با مردم در ميان مى‏گذارند، به تحقق برسانند و دنبال كنند.

ما بايد چشمهاى خودمان را باز كنيم. ما بايد به خدا متوسل باشيم، متذكر باشيم. ملت ايران ملت بزرگى است، ملت توانايى است، هدفهاى بزرگى دارد، راهى هم به سوى اين هدفها دارد كه مى‏تواند طى كند. من اميدوارم خداى متعال تفضلات خود را بر شما ملت ايران به طور مستمر ببارد؛ باران لطف خود را بر سر شما ببارد و ان‏شاءاللَّه امروز كه روز اول سال 86 است، سرآغاز يك سال پُربركت براى مردم باشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

 
comment نظرات ()

 
پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ به مناسبت حلول سال 1386
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 

پيام ها و نامه ها

آرشيو تاريخی

پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ به مناسبت حلول سال 1386

01/ 01/ 86

 

عيد نوروز و فرا رسيدن سال نوِ شمسى را به همه‏ى هم‏ميهنان عزيزمان تبريك عرض مى‏كنم؛ همچنين به همه‏ى ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاى دنيا كه زندگى مى‏كنند؛ و نيز به همه‏ى ملتهايى كه نوروز را گرامى مى‏دارند. به طور خاص تبريك عرض مى‏كنم به خانواده‏هاى معظم شهيدان عزيزمان و به جانبازان و خانواده‏هاشان و به همه‏ى ايثارگران و فعالان عرصه‏ى حيات ملت ايران. ...

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

يا مقلّب القلوب و الأبصار، يا مدبّر الليل و النّهار، يا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهم صلّ على على‏بن‏موسى‏الرّضا المرتضى الامام التّقى النّقى.

عيد نوروز و فرا رسيدن سال نوِ شمسى را به همه‏ى هم‏ميهنان عزيزمان تبريك عرض مى‏كنم؛ همچنين به همه‏ى ايرانيان در سراسر عالم و در هر جاى دنيا كه زندگى مى‏كنند؛ و نيز به همه‏ى ملتهايى كه نوروز را گرامى مى‏دارند. به طور خاص تبريك عرض مى‏كنم به خانواده‏هاى معظم شهيدان عزيزمان و به جانبازان و خانواده‏هاشان و به همه‏ى ايثارگران و فعالان عرصه‏ى حيات ملت ايران.

عيد نوروز، سرآغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضاى زندگى طبيعى انسان است. و چه نيكوست كه همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند؛ طراوت جان و دل با ذكر خدا، با درخواست كمك از پروردگار، با روياندن نهال خيرخواهى و نيك‏خواهى براى همه‏ى برادران و خواهران و براى همه‏ى بشريت.

رسم نوروز در درون خود زيبايى‏هاى زيادى را دارد؛ علاوه بر اينكه در هر نقطه، ايرانيان اين لحظه‏ى تحويل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسى در زندگى‏شان آغاز مى‏كنند. يكى از زيباترين رسمهاى موجود در عيد نوروز، رسم ديد و بازديد و صله‏ى ارحام و مستحكم كردن روابط و پيوندهاى عاطفى ميان افراد جامعه است. اين را اگر با بعضى از جشنهاى ملىِ ملتهاى ديگر - كه همراه با كارهاى غير اخلاقى و به دور از اين ارتباطات عاطفى است - مقايسه كنيم، آن وقت درمى‏يابيم كه جشن ملى و آغاز سال نوِ ما ايرانيان علاوه بر تقارن با بهار طبيعت كه يك امتيازى است، چه خصوصيات نجيبانه و مهربانانه‏اى در خود دارد. شادى دلها، لبخند و تبريك و خوش‏آمدگويى به يكديگر و پى گرفتن روابط انسانى و نو كردن محيط زندگى از رسوم بسيار خوب و مطلوبى است كه ايرانيان از گذشته تا امروز به آن پايبند بوده‏اند و اينها همه مورد تأييد آئين مقدس اسلام و شرع اسلامى است.

نگاهى به سال 85 داريم كه منقضى مى‏شود و نگاهى به سال 86، كه از اين لحظات آغاز مى‏شود: سال 85 متبرك بود به نام مبارك پيامبر اعظم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) و از آغاز تا انجام آن، مشحون از ذكر آن بزرگوار و تلاش براى معرفت بيشتر نسبت به پيامبر گرامى و خصوصيات زندگى آن بزرگوار و حالات و درسها و آموزه‏هاى آن پيامبر عظيم‏الشأن بود. البته جا براى معرفت پيامبر باز هم بسيار گسترده است و همه‏ى سالهاى ما در واقع سال پيامبر اعظم است. سال 85 مثل همه‏ى سالهاى ديگر و مثل همه‏ى زندگى انسان از حوادث گوناگون، از تلخى‏ها و شيرينى‏ها، از شادى‏ها و غم‏ها آكنده بود. همه‏ى زندگى همين‏جور است. اما در يك نگاه جمع‏بندى شده، من مى‏توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض كنم كه در سال 85، موفقيتهاى ملت ايران بيش از تلخى‏ها و ناكامى‏ها بود؛ پيشرفتهاى ما بيش از توقفها و سكونهاى ما بود؛ شادى‏هاى حوادث بيش از تلخى‏ها بود. در عرصه‏ى داخلى تلاشهاى متراكم براى پيشرفت كشور، در همه جا ديده شد؛ تصميم‏هاى بجا و خوب از سوى مسئولان و تحرك عمومى در اين زمينه‏ها تحرك مطلوبى بود كه در سخنرانى(1) ان‏شاءاللَّه در اين زمينه توضيحات بيشترى را به ملت عزيزمان عرض خواهم كرد.

در عرصه‏ى بين‏المللى و سياسى جهانى هم پيشرفتهاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفتهاى چشمگيرى بود. ملت ما و كشور ما به بركت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانه‏ى مردم ما نسبت به ملتهاى جهان و ملتهاى مسلمان در همه‏ى حوادث آشكار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينه‏هاى علمى، در تحرك اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد. ما در مسائل داخلى و مسائل خارجى بحمداللَّه پيشرفتهاى زيادى داشتيم.

در سال 86 ادامه‏ى حركت ملىِ ما بايد يك ادامه‏ى متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يك حقيقتى است كه ملت ايران بر اثر تسلط قدرتهاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بى‏كفايت در طول دهها سال - شايد نزديك به دويست سال - دچار عقب‏ماندگى‏هاى زيادى در عرصه‏هاى گوناگون بوده است. امروز كه ملت ايران به بركت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خودآگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله‏هاى طولانى را با سرعت طى كنيم. ما فاصله‏هاى بسيار زيادى با آنچه كه شأن ايران سربلند و پُرافتخار است، داريم؛ اين فاصله‏ها جز با همت بلند، جز با اميد بى‏پايان، جز با تلاش همه‏جانبه‏ى ملى ميسر نخواهد شد.

ملت ما هدف روشنى دارد؛ هدف بزرگ ملى ما «استقلال ملى، عزت ملى و رفاه عمومى ملت» است. همه‏ى اينها به بركت اسلام و ايمان اسلامى تحقق‏يافتنى است. ما اين را تجربه كرديم و دريافتيم. ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راههاى دشوار به سوى آينده‏هاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور كامل و همه‏جانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه‏ى اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا كند.

تحرك ملت ايران به بركت اسلام آغاز شد و اين بيدارى و اين اميد و اين اعتماد به نفس روزبه‏روز تا امروز بيشتر شد و ما هر سالى كه نو مى‏شود، بايد عزم خود را نو كنيم و پا را در ميدانهاى تازه‏ترى بگذاريم.

بديهى است كه يك ملت زنده، با چالشها مواجه است؛ چالشها، لازمه‏ى زنده بودن است. هر موجود زنده‏اى بايد هزينه‏ى زنده بودنِ خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند. زنده بودن همراه با چالشهاست؛ همراه با مانعهاست؛ از مانعها بايد عبور كرد. احياناً همراه با دشمنى‏هاست؛ براى دشمنى‏ها بايد تدبير و انديشه‏ى راسخ داشت. عزم قوى را بايد دستمايه‏ى اين حركت كرد. ملت ايران نيازمند اين عزم ملى است كه تا امروز هم اين عزم را نشان داده است و روزبه‏روز بايد پايه‏هاى اين عزم مستحكم‏تر بشود.

با نگاه به حوادث و مسائل جهانى بروشنى درمى‏يابيم كه دشمنان ملت ايران درصدد آنند كه دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند (آنچه كه امروز در دنيا محسوس است اين است). يكى، ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يكپارچگى ملت ايران؛ و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم كردن. و دومى، ايجاد مشكلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينه‏هاى گوناگون سازندگى كشور و رفاه عمومى خود. اين دو، چيزى است كه در نقشه‏هاى كوتاه‏مدت و ميان‏مدت دشمنان ما به طور محسوس وجود دارد كه اگر خود آنها هم بر زبان نياورده بودند، قابل حدس بود؛ ولى دشمنان ما خودشان هم به هر دو نكته اعتراف كردند.

در سال 86 هم در زمينه‏ى تلاش اقتصادى بايد همه‏ى نيروهاى ملى، نيروهاى معتقد به آرمانهاى بلند ملت ايران، مسئولان كشور، جوانان پُرنشاط، دست به دست هم بدهند و تلاش كنند. ميدان براى تلاش اقتصادى گسترده است؛ بخصوص با ابلاغ سياستهاى اصل 44 قانون اساسى و آنچه كه به مسئولان توصيه و به آنها تأكيد شد و آنها هم عزم خودشان را نسبت به اين قضيه ابراز كردند، ميدان تلاش اقتصادى براى مردم گشوده است و راهها باز است. مسئولان بايد براى مردم تشريح كنند امكانهايى را كه در اختيار مردم وجود دارد و خودشان هم بايد تلاش كنند. كشور ما ظرفيت اقتصادى بسيار زيادى دارد و مى‏توان براى بناى يك جامعه‏ى برخوردار از رفاه، تلاش و كار كرد.

مسأله‏ى ديگر، مسأله‏ى اتحاد عمومى مردم است. دشمنان با تبليغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاشهاى موذيانه‏ى گوناگون خود سعى مى‏كنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند؛ به بهانه‏ى قوميت، به بهانه‏ى مذهب، به بهانه‏ى گرايشهاى صنفى، وحدت كلمه‏ى ملت را از بين ببرند؛ علاوه‏ى بر اين، در سطح دنياى اسلام هم يك تلاش وسيع عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ كنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه‏اى از دنيا كه ممكن باشد، به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاى ديگر - كه روزبه‏روز بحمداللَّه تا امروز بيشتر شده - از بين ببرند.

ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمده‏تر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبه‏روز تقويت كرد. من به همين جهت به مسأله‏ى اتحاد كلمه‏ى ملتمان اهميت مى‏دهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمه‏ى همه‏ى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بين‏المللى، انسجام ميان همه‏ى مسلمانان و روابط برادرانه‏ى ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمه‏ى آنها.

امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها و عزم راسخ ملتهاست و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمداللَّه پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.

از خداوند متعال براى روح ملكوتى امام بزرگوارمان كه اين راه را به روى ما گشود، طلب آمرزش و تعالى درجات مى‏كنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مؤيد باشند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


1) سخنرانى در حرم مطهر امام رضا(عليه‏السّلام)




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)


 
comment نظرات ()

 
دستگاههاي موسيقي
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 
دستگاههاي موسيقي ملي ايران ()

همايون

آوازي است با شكوه مجلل و آرام و در عين حال بسيار دلفريب گفتار همايون با كمال مهارت انجام ميگيرد و سعي بر نصيحت كردن شنوده دارد همچنين تجربه و پختگي بيانش ماهرانه است ولي كسي جرات تكلم در برابر او ندارد به قول مرحوم روحالله حالقي همايون ناصحي است مشفق و مهربان كه با كمال شرم آزرم با مستمعين خود مكالمه ميكند و دردو دل ميكند و با بياني شنوا همچنان نصيحت ميكند و پند ميدهد كه هيچ سخنران را اين مهارت و استادي نيست آواز همايون از ساير آوازهاي شور است همايون مجموعه اي از احساسات لطيف عالي و روحاني است غم واندوه در همايون ظاهر نميشود . همايون چون دشتي ناله نميكند و ضجه نميزند او چون تجربه داران ناب تحمل ميكند و اندوه او دروني است ناله با دل مردماني به كار آيد كه آزموده و با تجربه باشند گاه فريادي از ته دل ميزند زود لحن و حوزه را عوض كرده شنونده را تسليت ميدهد و آرامش. در اثر شنيدن اين آواز انسان غرق در عالم تفكر ميشود و چنان محو حقيقت خواهد شد كه خود به خود از عالم مادي خارج گشته پا به عرصه عالم حقيقت وجود خواهد گذاشت به راستي كه كلمه همايون كاملا برآزنده اوست .

گونه ها و گوشه هاي دستگاه همايون عبارتنداز در آمد – مواليان- چكاوك – بيداد- كرشمه- ني داوود- باوي- ليلي و مجنون – طرز- نوروزعرب- نوروز صبا – نوروزخارا- فرهنگ- زابل- بيات غم – بحر نور- عزال- دناسري – زنگوله – عشاق- شوشتري- بيگي- مرودشتي- بهبهاني-منصوري- بختياري – موالف- تبريز و جامه دران-

دستگاه همايون به آوازهاي بيات اصفهان گاهي شوشتري و منصوري تقسيم ميشود آواز بيات اصفهان از آوازهي قديم ايراني است كه نام آن در كتابهاي گذشته هم به ميان آمده بيات اصفهان آوازي جذاب و گيرا است در عيت حال كه هيچ كدام از صفات شور و همايون را ندارد در زمان شنيدن اين آواز انسان زياد غمگين و آزرده خاطر نخواهد شد همانطور كه خوشحال هم نخواهد شد بنا براين آواز اصفهان ريتمي بين شادي و غم دارد گوشه ها و گونه هاي آواز اصفهان عبارتند از :

در آمد – كرشمه جامه دران بيات راجع – حزين – عشاق شاه ختايي – رهاب – سوزو گداز  و راز و نياز

 چهار گاه

چهرگاه از نظر علمي مهمترين مقام موسيقي ايران است اين آواز نماينده جامع و كاملي از تمام حالات و صفات موسيقي ايراني است به طوري كه تمام صفات عالي و ممتاز گامهاي ايراني را مي توان در چهار گاه بطور كلي پيدانمود. اين صفات ممتاز باعث شده كه سه گاه را سرسلسله گامهاي ايراني دانست لازم به ذكر است چون در موسيقي فرنگي شبيه به اين گام وجود ندارد لذا ميتوانيم با داشتن اين چنين گامي كه نشان دهنده غني بوده موسيقي ايراني ميباشد بر خود بباليم .

چهارگاه هانند انسان بالغ و كاملي تمام صفات و مختصات عاليه اي را داراست و تاب مقاومت در برابر مصائب را دارد .ذوق او هرگز خاموش نمي شود و از زندگي عارفانه و خالي از تكبر حكايت ميكند البته گاهي ناملايمات و ناكامي ها ي زندگي متاثر شدهباران اشك را از ديدگان جاري ميسازد با وجود اين هم شادي ميكند و هم گريه و زاري به اين صورت كه در آمد چهارگاه شاد و خندان و متين ميباشد (مانند ماهور)آواز زابل حالت غم اغلب آوازهاي ما را دارد آواز مخالف  شكايت آميز ونصيحت كننده است همچون همايون آواز مويه و منصوري غم انگيز و محزون است به همين جهت چهار گاه را مهم ترن مقام موسيقي ايران ميدانند .گوشه هاي مختلف دستگاه چهارگاه عبارتند از :

در آمد- مويه –مويه صغير – زنگ شتر – پنجه مويه – بسته نگار – حصار – نغمه – دوتايكي-پس حصار – معربد- مخالف- حاجي حسيني –مغلوب-حزين- حدي- متن-پهلوي – رجز – غزال- كهكيلويه- لزگي- حاشيه –شهر آشوب- منصوري- زنگوله – پيش زنگوله – زابل – كرشمه.

 

سه گاه  

شه گاه از نغمه هاي قديم ايران بوده و نام آن در كتابهاي تارسخ موسيقي نيز آمده كلمات يك گاه و دوگاه – سه گاه – چهارگاه و پنج گاه- در موسيقي ايران مذكور بوده است گاهي هم به ندرت كلمات شش گاه – هفت گاه به آن اضافه گرديده است كه احتمالا اين اصطلاحات هفت گانه در جات گام بوده است . برخلاف اعتقاد بعضي ها كه سه گاه را مربوط به تركها ميدانند اين آواز ريشه كاملا ايراني دارد البته سه گاه در ميان تركها از جمله ميان اهالي آذربايجان و قفقاز استعمال زيادي دارد و آنها در خواندن اين آواز مهارت دارند حزن و اندوه شديدي در حين خواندن بروز ميدهند  اما فارسي زبانان اين آواز را طوري ديگر مي خوانند كه انهم با حزن و اندوه همراه است .البته اين تاير و تالم به پاي آذري ها نمي رسد.

سه گاه آوازي بينهايت غم انگيز است و حزن آور با تاثير و تالم بسيار است .به طوري كه ضجه هايش آدمي را به انتهاي درجه شوز و گداز  مي آورد ريشه اش را مي سوزاند و از دل او آتشي سوزان به وجود مي آورد اين آواز مجموعه اي از ناله هاي غمناك عاشقان هجران كشيده كه در گذشته دور بوده اندو آنان با به يادگار گذاشتن اين نغمه ها به ايندگان خود مي فهمانند كه روزگاري اين خاك وبوم دچار مصائب و آلامي سخت بوده .اكنون با گذشت زمان اين احساسات آنان را در سه گاه به خوبي مي توان حس كرد.گوشه هاي دستگاه يه سه گاه عبارتند از :

در آمد – مويه –زنگ شتر- پنجه مويه- پر پرستو – بسته نگار- پس حصار – نغمه- زابل-دوستي – حصار-معربند- مخالف- حاجي حسيني – مغلوب- خزن- عزال –پيش زنگوله- زنگوله- كرشمه – فرود به سه گاه – مداين.

 ماهور

ماهور يكي ديگر از دستگاهاي ايراني است گام بزرگي به حساب مي آيد كه طبيعي ترين گام و اساس موسيقي فرنگي است  ماهور آوازي با وقار و با طمانينه است به طوري كه خواننده اين آواز ابهت و شكوه خاصي را به شنونده القا ميكند و آهنگ سازي براي بيان شجاعت ها و دليري از اين آواز استفاده مي شود.آواز شكسته و دلكش كه در ماهور بكار مي رود بيشتر به نغمه هاي موسيقي شرقي شبيه است تا به مقدمات در آمد ماهور آواز عراق كه معمولا قسمت زير و اوج ماهور است لطف خاصي را به اين آواز ميدهد اين آواز بيشتر با چهچهه هاي خواننده همراه است و براي هنر نمايي او استفاده ميشود.از آنجايي كه عمدتا مردم  موسيقي غمگين و حزن آور را دوست دارند كمتر به ماهور توجه ميكند بيشتر به شور و سه گاه روي مي آورند با وجود اين ماهور قرين موسيقي فرنگي است معمولا در بين جوانان جايگاه خاصي دارد  بر خلاف تصورآنان كه موسيقي ايراني را هميشه غمگين و اندوهناك مي پندارند

ماهور طرب انگيز و با نشاط است

گوشه هاي دستگاه ماهور عبارتند از :

كور اغلي- خاوران- كرشمه- گشايش – خسرواني – حاجي حسيني – دادحزين- شهر آشوب- دوتا يكي- طرب انگيز- نيشابورك- طوسي- نصير خاني- چهار پاره- آذر بايجاني – فيلي- زيرافكن – ماهور صغير- ابول حصار- ماهور- زنگوله- نيريز- راك- راك كشمير- راك هندي-صغير راك-نغمه راك – راك عبدالله- شكسته- نهيب- اصفهانك- سروش- عراق- محير- آشور- بسته نگار- خوارزمي- مثنوي- ساقي نامه- صوفي نامه- حربي.

نوا

يكي ديگر از دستگاههاي هفت گانه ايران نواست كه در بعضي از كتب به عقيده بعضي از اساتيد موسيقي ايران نوا زير مجموعه اي از شور است اين نظريه از نظر علمي صحيح است ولي براي پي بردن به علت آن بايد با اصول كلي موسيقي ايراني آشنا گرديد . نوا آوازي است در حد اعتدال كه اهنگي ملايم و متوسط دارد نه زياد شاد است و نه زياد حزن آور زماني كه از كار روزانه فارغ مي آييد شنيدن آهنگي در نوا بسيار دلچسب خواهد بود معمولا نوا را آواز خوب گفته اند و آخر مجلس مي خوانند .در حقيقت نوا نصيحت كننده اي چيره دست است كه با توجه به داشتن بياني شگفت انگيز نصايح خود را به شنونده القا ميكند

معمولا اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براي نوا انتخاب ميكنند . كه تاثير بسيا زيادي در شنونده ايجاد مي كند گوشه هاي نوا عبارتند از :

در آمد -كرشمه -  گردانه- نغمه- بيات راجه- حزين – عشاق- عراق- محير- آشور –بسته نگار – اصفهانك –زنگوله – گوشت- عشيران- خجسته- حسيني- ملك حسني-بوسليك- نيريز صغير و كبير- رهاوي- مسيحي- ناقوس-شاهخياي-تخت طاقدوس- نستاري.

راست پنجگاه

راست پنجگاه تركيبي از ساير مقامات موسيقي ايراني است چنانكه مي توان در اين آواز به تمام مقامات ايراني وارد شد از اين رو مي توان تمام احساساتي را كه در دستگاه هاي موسيقي ايراني وجود دارد با راست پنجگاه به وجود آورد .راست پنجگاه حالت خاصي از خود ندارد تنها بعضي از گوشها در جاي ديگر وجود ندارد مر بوط به آن است مانند ماورا النهر و سپهر و ... بنا براين هر قسمت اين آواز حالات نغمه هاي ديگر را نشان ميدهد و به همين جهت راست پنجگاه آواز كاملي است زيرا داراي تمام صفات و حالات آوازهاي ديگر نيز هست.گوشه هاي راست پنجگاه عبارتند از :

زنگ شتر –زنگوله صغير و كبير- پروانه- نغمه – خسرواني – روح افزار – نيريز – پنجگاه –سپهر – عشاق – زابل- بيات عجم- بحر نور- قرچه- نهيب- عراق- محهير- آشور – اصفهانك- حزين- كرشمه- طرز- ابوالچپ- ليلي و مجنون-راك- راك نغمه- نغمه راك- ماوراالنهر- راك هندي- راك كشمير- راك عبدلله- لوروز عرب-لوروز خارا-لوروز صبا- حربي

 نوشته شده توسط محمد حامد در روز يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵ ساعت 22:45  |  موضوع مطلب :‌ ميراث فرهنگی

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
دستگاههاي موسيقي
نویسنده : علی رضا - ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٤
 

  دستگاههاي موسيقي

دستگاههاي  موسيقي

  

مشتقات دستگاهها ( آوازها ) :

كلمه آواز هم به معني بانگ و لحن است و هم به نوعي از موسيقي اطلاق مي شود كه وزني آزاد داشته باشد( در قديم به آن نواخت گفته ميشد).

به بياني ساده تر : منظور از آواز در حقيقت همان آوازيست كه بر طبق رديف ثبت شده موسيقي سنتي ايران خوانده مي شود.

تقسيمات موسيقي قديم ايران :

موسيقي ايران در زمان قديم به سه قسمت «  آوازه - شعبه - مقام » تقسیم ميشد.

 

آوازه : مشتمل بود بر شش قسمت « گردانيه ، گواشت ، نوا ، نوروز، سلمك و شهناز ».

شعبه : موسيقي قديم شامل 24 شعبه بود كه عبارت بودند از : « اوج ، چهارگاه ، حجازي ، پنجگاه ، حسيني ، حصار ، دوگاه ، راهوي ، زاول ، زنگوله ، زيرافكند ، سلمك ، عشيران ، عراق ، عشاق ، گردانيه ، گواشت ، ماهور ، مبرقع ، محيّـر ، نوروز خارا ، نوا ، نهفت ، نيريز ». 

مقام : اين كلمه ريشه تازي و عربي داشته و در ايران براي اولين بار در قرن هشتم در رابطه با موسيقي دوره اسلامي عنوان شده و موسيقيدانان قبل از آن ، اصطلاحات « دور ، الحان ، اجناس » را در مقابل كلمه مقام بكار مي گرفتند. 

قدما مفهوم موسيقي مقامي را در مقابل موسيقي رديفي ( دستگاهي ) بكار برده اند. مقام تحت عناويني همچون « مُــقام ، مَــقوم ، مُــقُـوم » وجود دارد كه اين كلمه ( مُــقام ) در برخي از موسيقي هاي نواحي ايران بخصوص موسيقي آذربايجان متداول است. واژه مقام گاهي به معني موضع و محل قرارگرفتن انگشتان نوازنده روي ساز بكار رفته است ، چون هريك از پرده هاي بسته شده بر روي ساز، نشانگر لحن يا آواز و شعبه ايست ، از اين رو برخي از آوازها از همان گام يا محل يا مقام آغاز مي شده است. 

تقسيمات موسيقي در قديم بگونه اي بوده كه بسياري از گوشه هاي رديف امروز ، بصورت مستقل تشكيل مقامهاي بلندي را مي دادند و بسط و گسترش آن مقام سبب بوجود آمدن يكسري شاخه هاي ديگري مي شد.

مقامهاي موسيقي زمان صفي الدين ارموي ( موسيقيدان قرن هفتم هجري ) به 12 مقام « راست ، اصفهان ، عراق ، كوچك ، بزرگ ، حجاز ، بوسليك ، عشاق ، حسيني ، زنگوله ، نوا و رهاوي شامل مي شد. تغيير سيستم مقامي به احتمال از سده يازدهم هجري به بعد صورت گرفته كه آخرين تحولات آن مربوط به دوره قاجاريه مي باشد كه موسيقي ايراني بصورت هفت دستگاه « ماهور ، شور ، سه گاه ، چهارگاه ، راست پنجگاه ، همايون و نوا » و پنج آواز « ابوعطا ، دشتي ، بيات ترك ، افشاري  و بیات اصفهان» مرسوم و رايج گرديد.

اختلاف دستگاه و آواز :

از لحاظ علمي و عملي دستگاه مفصّـل تر از آواز است چنانچه آوازها از دستگاهها مشتق مي شوند ( آوازهاي ابوعطا ، دشتي ، بيات ترك ، افشاري از دستگاه شور و آواز بيات اصفهان از دستگاه همايون مشتق مي شوند).

معمولا" گوشه هاي دستگاهها از مايه هاي بم شروع ميشوند و پس از اجراي درآمد ويا درآمد هايي به تدريج اوج گرفته و به فاصله اكتاو ( نت هشتم ) ميرسند ( گوشه هاي اجرا شده در فاصله اكتاو : « گوشه منصوري در دستگاه چهارگاه ، عراق در دستگاه ماهور ، حسيني در دستگاه شور ، مغلوب در دستگاه سه گاه و .. » ). 

اما در آوازها ، نغمات معمولا" از مايه هاي متوسط از لحاظ توناليته آغاز ميشوند و اغلب در يك اوج خاتمه مي پذيرند. البته بنا به سليقه هنري آوازخوان ، خواننده ممكن است از اوج ، پس از گردشهاي ملوديك مختلف ، به مايه اول درآمد ويا حتي دستگاه اصلي مراجعت كند ( مانند آواز ابوعطا كه فرود آن اغلب در دستگاه شور صورت مي پذيرد). وسعت نغمات دستگاهها از دودانگ گرفته تا سه دانگ هم ميرسد ( توضيحات درباره دانگ در پست هاي قبلي به تفضيل داده شده است ) در صورتيكه گستره نغمات در آوازها از دودانگ تجاوز نمي كند.

دختر اكثرا" ديده و شنيده ميشود كه به غلط اصطلاح دستگاه را براي مشتقات آنها ( آوازها ) بكار مي برند ، براي مثال : دستگاه بيات اصفهان - دستگاه بيات ترك و... كه در ميان خوانندگان و نوازندگان بي توجه به موسيقي علمي و تئوريك اين مسئله مشهود است . پس منطقي نيست كه آوازها را دستگاه ناميد و بهتر است از مشتقات دستگاهها با عنوانهايي همچون « آواز ، نغمه ، مايه ، مقام » ياد نمود. 


نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:32
نویسنده : [
محمـــــود مونسي ســـــردرود ]
حال

عكس ۱۸+

دستگاه :

دستگاه از بهم پيوستن چند مقام شكل مي گيرد و از اين چند مقام، مقامي به عنوان مقام اصلي ، نقش شروع ، خاتمه و همچنين رابطه ميان مقامها را به عهده دارد.

به عبارتي ساده تر : به مجموع اجزاي يك آهنگ در يك گام يا يك مقام ، با حفظ فواصل مخصوص آن ، دستگاه گفته ميشود. 

همانگونه كه از ظاهر واژه دستگاه پيداست، اين كلمه از دو جزء « دست » و « گاه » تركيب شده است. از آنجائيكه در موسيقي هاي ملل مختلف بخصوص موسيقي ايراني دست ( در مضراب زني و آرشه كشي ) و انگشتان ( در گرفتن پرده ها بر روي ساز ) موارد استعمال فراوان دارد و نيز مفهوم « گاه » واژه هايي همچون : لحظه ، دم ، وقت ، محل ، وهله ، مرحله ، نوبت ، موقع معين و...را در ذهن تداعي مي نمايد ، نتيجتا" كلمه « دستگاه » به سادگي مي تواند به مفهوم محل قرارگرفتن دست نوازنده روي دسته ساز باشد.

چنانكه در موسيقي غربي ، براي پيانو و هارپ ( همان چنگ ايراني كه غربي ها به اشتباه و از روي عناد وغرض ورزي اين ساز را از آن خودشان ميدانند در حاليكه اين ساز منسوب به ايرانيان بوده و بس) دست راست و دست چپ هريك نقش جداگانه و مهمي را ايفا مي كنند و در ويولون ، تار، بربط و ... نقش دست راست با دست چپ متفاوت است. در سازهاي بادي نيز عملكرد انگشتان دست نوازنده درخور اهميت فوق العاده است.

در موسيقي قديم ايران عمل انگشتان دست از اينها نيز بيشتر است بطوريكه نام انگشتان دست را عينا" به صداهاي موسيقي نسبت داده اند ( نت هاي موسيقي را با نام انگشتان دست شناسايي كرده اند). براي مثال : در كتب قدما ، سيم دست باز را « مطلق » و محل قرارگرفتن انگشت دوم - سوم - چهارم و پنجم را بر روي دسته ساز بترتيب با نامهاي « سبابه - وسطي - بنصر و خنصر » نامگذاري كرده اند.


 
comment نظرات ()

 
bush ۰۰۰
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 
00
 
comment نظرات ()

 
bush
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 

02

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰


 
comment نظرات ()

 
bush ۰
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 

00000000

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰


 
comment نظرات ()

 
bush
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 

000000000000

------------------------


 
comment نظرات ()

 
2
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 
6211458
 
comment نظرات ()

 
درس شماره 2
نویسنده : علی رضا - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 
درس شماره 2 - خلاصه درس: با تعريف IP و Port و کاربرد telnet آشنا می‌شويد. انواع حملات را تقسيم‌بندی می‌کنيم. ◊ معرفی چند اصطلاح IP : شماره‌ ايست که به هر کامپيوتر متصل به اينترنت داده می‌شود تا بتوان به‌کمک آن شماره به آن کامپيوترها دسترسی داشت. اين عدد برای کامپيوترهايی که حالت سرور دارند (مثلا سايت‌ها) و نيز کامپيوتر‌های کلاينتی که معمولا به روشی غير از شماره‌گيری (Dial Up) به اينترنت وصل هستند، عددی ثابت و برای ديگران عددی متغير است. مثلا هر بار که شما با شرکت ISP خود تماس گرفته و به اينترنت وصل می‌شويد، عددی جديد به شما نسبت داده می‌شود. اين عدد يک عدد ۳۲ بيتی (۴ بايتی) است و برای راحتی به‌صورت زير نوشته می‌شود: xxx.xxx.xxx.xxx که منظور از xxx عددی بين ۰ تا ۲۵۵ است (البته بعضی شماره‌ها قابل استفاده نيست که بعدا علت را توضيح خواهم داد). مثلا ممکن است آدرس شما به صورت 195.219.176.69 باشد. حتی اسم‌هايی مثل www.yahoo.com که برای اتصال استفاده می‌کنيد، در نهايت بايد به يک IP تبديل شود، تا شما سايت ياهو را ببينيد. در IP معمولا xxx اولی معنای خاصی دارد، که بعدا توضيح می‌دهم... فقط اين را بگويم که اگر به روش Dial Up به اينترنت وصل شويد، معمولا عددی که به عنوان xxx اول می‌گيريد، مابين 192 تا 223 خواهد بود.اين توضيح برای تشخيص کامپيوترهای کلاينت از سرور (حداقل در ايران) بسيار می‌تواند مفيد باشد. بعد از اتصال به اينترنت برای به دست آوردن IP خود، از دستور IPCONFIG در command prompt استفاده کنيد. (البته يک سری نکات فنی داريم که بعدا می‌گم) پورت (Port): در ساده ترين تعريف، محلی است که داده‌ها وارد با خارج می‌شوند. در مبحث هک معمولا با پورت‌های نرم‌افزاری سروکار داريم که به هر کدام عددی نسبت می‌دهيم. اين اعداد بين ۱ و ۶۵۵۳۵ هستند. معمولا به يک سری از پورت‌ها کار خاصی را نسبت می‌دهند و بقيه به‌صورت پيش‌فرض برای استفاده شما هستند. پورت‌های که فعال هستند، هرکدام توسط يک نرم‌افزار خاص مديريت می‌شوند. مثلا پورت ۲۵ برای ارسال Email است، بنابراين بايد توسط يک نرم‌افزار اين کار انجام شود و اين نرم‌افزار بر روی پورت ۲۵ منتظر (فال‌گوش) می‌ماند. اينجا ممکن است شخصی از فلان نرم‌افزار و ديگری از بهمان نرم‌افزار استفاده کند ولی به‌هر حال پورت ۲۵ هميشه برای ارسال Email است. در پايين ليستی از مهمترين پورت‌ها و کاربردشان را می‌بينيد: Port Num Service Why its phun -------- ------- ---------------------------------------- 7 echo Host repearts what you type 9 discard Dev/null 11 systat Lots of info on users 13 daytime Time and date at computers location 15 netstat Tremendous info on networks 19 chargen Pours out a stream of ASCII characters. 21 ftp Transfers files 23 telnet Where you log in. 25 smpt Forge email 37 time Time 39 rlp Resource location 43 whois Info on hosts and networks 53 domain Nameserver 70 gopher Out-of-date info hunter 79 finger Lots of info on users 80 http Web server 110 pop Incoming email 119 nntp Usenet news groups -- forge posts, cancels 443 shttp Another web server 512 biff Mail notification 513 rlogin Remote login who Remote who and uptime 514 shell Remote command, no password used syslog Remote system logging 520 route Routing information protocol از ميان اين پورت‌ها شماره‌های ۷، ۱۵، ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۷۹، ۸۰، ۱۱۰و ۱۱۹ فعلا برای ما مهم‌ترند و به‌تدريج با آنها آشنا خواهيد شد. ◊ چگونه به يک پورت Telnet کنيم؟ برای اينکه عملکرد يک پورت برای شما روشن شود، بايد به آن پورت Telnet کنيد. (البته معمولا تعدادی از پورت‌هايی را که ممکن است اطلاعاتی مهم را در اختيار هکر‌ها قرار دهند مثل پورت ۷۹ معمولا بسته است و ارتباط با آنها شايد برقرار نشود.) برای telnet کردن در command prompt دستور زير را تايپ کنيد: telnet hostname portnum در اين دستور به‌جای hostname شماره ip و يا نام سايت را وارد می‌کنيد و به‌جای portnum شماره پورت و يا معادل آن از جدول. مثلا برای تلنت کردن به پورت ۱۳ که ساعت و تاريخ را به‌دست می‌دهد در کامپيوتری به‌ اسم www.iums.ac.ir مي‌نويسيد: telnet iums.ac.ir 13 telnet iums.ac.ir daytime هر دو اين دستورات معادل هم هستند. تلنت کردن معمولا اولين کاری است که يک هکر برای هک کردن يک سايت انجام می‌دهد، زيرا بعضی از پورت‌ها در صورت بسته نبودن روی آن سرور، معمولا حاوی اطلاعات بسيار مهمی هستند. همين الان شروع کنيد و مثل يک هکر واقعی به کامپبوتر‌های مختلف و پورت‌های گوناگون تلنت کنيد. مخصوصا اگر پورت ۷۹ (finger) روی يک کامپيوتر باز بود، مرا هم خبر کنيد (-; ◊ تقسيم‌بندی انواع حملات اولين نکته‌ای که لازم است بگويم اينه که وقت خود را برای هک کردن کامپيوتر‌های کلاينت هدر ندهيد (اگرچه برای افراد مبتدی کار با نرم‌افزاری مثل Sub7 زياد هم بد نيست ولی نبايد زياده‌روی کرد) علت هم اينه که هربار که به اينترنت وصل می‌شوند ip جديدی به‌ آنها اختصاص پيدا می‌کنه و زحماتتون هدر می‌ره (البته برای جلوگيری از اين امر هم روشهايی هست که در آينده ايشالله ميگم). حالا تقسيم‌بندی: ۱- حمله به روش Denial of Service Attack) DoS) ۲- حمله به روش Exploit ۳- حمله به روش Info Gathering (تلنت کردن يکی از مثالهای آن است که امروز آموختيد) ۴- حمله به روش Disinformation در مورد هرکدام به‌زودی توضيح می‌دم. C,Linux,TCP/IP يادتون نره http://www.prdev.com/search/aisearch.asp?id=88
 
comment نظرات ()

 
1
نویسنده : علی رضا - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٧
 
22
 
comment نظرات ()